نغمـــــه ی دل
داشتم از عشق برایش می گفتم فکر کرد قصه است خوابش برد
نغمـــــه ی دل
ما خوب یاد گرفتیم در آسمان مثل پرندگان باشیم و در آب مثل ماهیها؛ اما هنوز یاد نگرفتهایم روی زمین چگونه زندگی کنیم
نغمـــــه ی دل
زنده بودن حرکتی افقی است از گهواره تا گور و زندگی کردن حرکتی عمودی است از زمین تا آسمان
نغمـــــه ی دل
ای دهقان فداکار اینقدر به خود نناز ی برهنه میش تو در روزگاری بزرگ شدی که مردی برهنه شد تا زنان و کودکان زنده بمانند اما من در روزگاری نفس میکشم که زن ود تا کودکش ار گرسنگی نمیرد
نغمـــــه ی دل
ابرها هم ته كشیدند؟ ... شاید خدا هم فهمیده اشك چیزی را عوض نمی كند!
نغمـــــه ی دل
خدایا وقتی تو پشتمی مهم نیست کیا جلوم هستن
نغمـــــه ی دل
آخرین باری که از ته دل برای رفتنت گریه کردم…. گفتی:تمامش کن…. از آن روز به احترامت چنان از ته دل میخندم که گاهی فراموشم میشود رفته ای…..
نغمـــــه ی دل
مادر ! من هرگز بهشت را زیر پایت ندیدم ، زیر پای تو آرزوهایی بود که از آن گذشتی به خاطر من
نغمـــــه ی دل
نبودن هایى هست که هیچ بودنى جبرانشان نمیکند و آدمهایی هستند که هرگز تکرار نمیشوند و تو آنگونه ای مـــــــــــــــادر …
سلام خوبي عزيزم
13 سال و 2 ماه و 13 روز و 5 ساعت و 15 دقيقه قبلمرسی که دنبالم کردی
12 سال و 11 ماه و 25 روز و 7 ساعت و 47 دقيقه قبل