دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

najvan

خنده را معـــــــــنی ز ســـــر مستی نکن آنـــــــــــکه می خندد غمش بی انتهاست درباره »
najvan
زن - متاهل
امتیاز: 376.85

دنبال‌شدگان

(58 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(96 کاربر)

گروه‌ها

(8 گروه)

بازدید

najvan
najvan

دلتنگ شدن حس نبودن کسی است که تمام وجودت یکباره تمنای بودنش را می کند.

najvan
najvan

عادت کردیم به عادت دوری..

najvan
najvan
توسط موبایل

خانه دوست كجاست ؟؟ آمد،ماند،بيخبر رفت. رفت كه رفت و من موندم يك بغض تو گلو ، من موندم و كلى خاطرات. چه زود رفت. انگار كه ديروز بود كه آمد، انگار كه خواب ديدم. اگر خواب بود كاش هيچ وقت بيدار نمى شدم. خوش باشى رفيقم اميد بر زندگى سر شار از خوبى داشته باشى. هميشه به يادت

najvan
najvan

من در راه ها، راه نمي روم راه ها ، در من راه مي روند درخت ها ، بوته هاي خار بوته هاي گياه ... در من راه مي روند ...در ذهن من به هر كجا بنگري تير تلگراف مي بيني و پرندگاني را كه مغموم و ساكت روي سيم ها نشسته اند از قرار معلوم پاييز است راه ها ، در من راه ميروند و به من ياد مي دهند سفر كردن را مرا جدا مي كنند از تو و به من ، رفتن را ياد مي دهند ...

najvan
najvan

دلم تنگ است هوا سرد است غروب این روزهایم مات و بیرنگ است دلم لبریز از ماتم و درد است که می داند چرا این روزها ...دلم تنگ است؟؟

najvan
najvan

همانم و بسترم زمین است ، عطشانم و قلبم آتشین است دشمن همه سوی در کمین است ، من عاشقم و گناهم این است

najvan
najvan

فقط دريا دلش آبي تر از من بود.. و من از دريا..دلم دريا.. فقط اين را ندانستم !!! چرا گشتم چنين تنها تر از تنها !!.. به هر آبي شدم آتش.. به هر آتش شدم آبي.. به هر آبي شدم ماهي.. به هر ماهي شدم دامي.. به هر نا محرمي ساقي.. به هر ساقي مي باقي.. و تو اين را ندانستي !! چرا گشتم چنين عاصي؟

najvan
najvan

ای که شب از رویای تو رنگین شده سینه ام از عطر تو سنگین شدهای به روی من گسترده خویش شایدم بخشیده از اندوه بیشهم چو بارانی که شوید جسم خاکهستیم ز آلودگی ها کرده پاکای تپش های تن سوزان منآتشی در سایه ی مژگان منای دو چشمانت چمنزاران منداغ چشمت خورده بر چشمان من پیش از اینت گر که در خود داشتم هر کسی را تو نمی انگاشتم عشق دیگر نیست این ٬ این خیره گیست چلچراغی در سکوت و تیره گیست عشق چون در سینه ام بیدار شداز طلب پا تا سرم ایثار شدبا تو ام دیگر ز دردی بیم نیست هست گر٬ جز درد خوشبختیم نیست این دگر من نیستم ٬ من نیستم حیف از آن عمری که با من زیستم ای نفس هایت نسیم نیمه خواب شسته از من لرزه های اضطراب خفته در لبخند فرداهای من رفته تا اعماق دنیاهای من ای مرا با شور شعر امیخته این همه آتش به شعرم ریخته چون تب عشقم چنین افروختی لاجرم شعرم به آتش سوختی..

najvan
najvan

من زنده بودم اما انگار مرده بودم . از بس که روزها را با شب شمرده بودم یک عمر دور و تنها تنها به جرم اینکه : او سر سپرده می خواست من دل سپرده بودم

najvan
najvan

[لینک]

Mahgod
Mahgod

خانه دوست کجاست؟ خانه دوست همین نزدیکی ست تو اگر دوست بداری او را خانه اش در دله توست گرد غفلت به دلت بنشسته آب و جارو بزن این خانه دل را بتکان این همه اندوه ز دل که دلت خانه اوست دیگر اکنون مپرس خانه دوست کجاست تو اگر دوست بداری اورا خانه اش در دله توست آری آن دوست خداست خانه اش در دله توست ...

این ارسال را بازنشر کرده است.