najvan
هیچ کس باور نمی کند که من به خاطر صدایی که دوباره بشنوم در کوچه های شبانه ...تلف شدم ...... مردم تو صدای دل انگیز پیانویی بودی که در یک شب مهتابی در کلبه ای مجهول به گوش می رسید هیچ کس باور نمی کند که من به خاطر
najvan
سه رفیق صمیمی دارم بهشون سفارش کردن بهت محل نذارن: غم ، حسرت، تنهایی
najvan
برای دل افتاده یه اتفاق ساده ، به سادگی دل من دل به دل به تو داده!
najvan
دستم را بگير !
دارم به يادت ...
مي افتم .
najvan
آرزوم بود که عروس لحظه هات شم من دلیل لحظه لحظه خنده هات شم آرزوم بود کم_ کم منو ببینی به خدا یه ذره خوبیت، بسه واسم
najvan
توسط موبایل
بر سنگ مزارم بنويسيد : آشفته دلي خفته در اين خلوت خاموش ، كه او زاده ي غم بود و ز غمهاي جهان گشته فراموش ...
najvan
تک لحظه های من هنوز همپای خاطرات توست / خونه قلبم کوچیکه ، اما همش به یاد توست
najvan
بيدار که ميشوم نبودن تو را مرور ميکنم کاش رد پاها هم با پاها میرفت
najvan
بيدار که ميشوم نبودن تو را مرور ميکنم کاش رد پاها هم با پاها میرفت
najvan
محفل آریائی تان طلائی * دلهایتان دریائی شادیهایتان یلدائی * پیشاپیش مبارک باد این شب اهورائی
najvan
هنگ تند زندگی
برای رقصیدن است نه دویدن!
najvan
لباس هایم تنگ میشد میبخشیدم دل تنگم را حالا چه کسي مي خواهد ؟
najvan
کاش تو چایی بودی و من قندون، من خودمو فدات می کردم تا تو تلخی زندگی رو احساس نکنی.
najvan
حتی طولانی ترین شب نیز به خورشید می رسد
najvan
كاش
عشقت دروغ نبود
فقط همين
....
.
.