najvan
توسط موبایل
خانه دوست كجاست ؟؟ آمد،ماند،بيخبر رفت. رفت كه رفت و من موندم يك بغض تو گلو ، من موندم و كلى خاطرات. چه زود رفت. انگار كه ديروز بود كه آمد، انگار كه خواب ديدم. اگر خواب بود كاش هيچ وقت بيدار نمى شدم. خوش باشى رفيقم اميد بر زندگى سر شار از خوبى داشته باشى. هميشه به يادت
najvan
من در راه ها، راه نمي روم راه ها ، در من راه مي روند درخت ها ، بوته هاي خار بوته هاي گياه ... در من راه مي روند ...در ذهن من به هر كجا بنگري تير تلگراف مي بيني و پرندگاني را كه مغموم و ساكت روي سيم ها نشسته اند از قرار معلوم پاييز است راه ها ، در من راه ميروند و به من ياد مي دهند سفر كردن را مرا جدا مي كنند از تو و به من ، رفتن را ياد مي دهند ...
najvan
دلم تنگ است هوا سرد است غروب این روزهایم مات و بیرنگ است دلم لبریز از ماتم و درد است که می داند چرا این روزها ...دلم تنگ است؟؟
najvan
همانم و بسترم زمین است ، عطشانم و قلبم آتشین است دشمن همه سوی در کمین است ، من عاشقم و گناهم این است