حکــــم اعــدام بود ... اعدامـــی لــحظه ای مـــکث کــرد و بـــوسه ای بر طنــاب دار زد دادســتان گفت: صـــبر کنید آقــای زنــــدانــی این چــــه کـــاریست !؟؟ زنــدانی خـــنده ای کــرد و گفت : بیچـــاره طـــناب نــمیزاره زمـــین بیفتم ، ولی آدم ها !!!!! بدجـــور زمــینــم زدن !
با دوستم از باشگاه برگشتیم رفتیم تو پارک نشستیم ، دوستم بهم میگه اون پسره خیلی داره نگاه میکنه پاشو از بوفه یه کاغذ و خودکار بردار بیار ، رفتم براش آوردم گفت حالا بشین تا بیام ، خلاصه بلند شد رفت آروم شماره رو انداخت کنارش و اومد نشست گفت حالا نگاش کن ، [!] پسره با لبخند کاغذو باز کرد که دیدم با اون صدای هویچیش شروع کرد به فحش دادن کصافطای بیشعور احمق ، به دوستم میگم چشه ، میگه تو کاغذ نوشته بودم ، " شما گول خوردید ،شماره ای در کار نیست" )
انشاالله خوشبخت شین ... خوشحالم که هنوز #عشق زنده اس
13 سال و 3 ماه و 23 روز و 14 ساعت و 45 دقيقه قبلکوچیکم ابجی خوشحالم که ادمای بامعرفت هنوزم هستن
13 سال و 3 ماه و 23 روز و 14 ساعت و 43 دقيقه قبللطف دارید ... از ته #دل براتون دعا می کنم که #همیشه کنار هم باشید
13 سال و 3 ماه و 23 روز و 14 ساعت و 40 دقيقه قبلمخلصم مريم خانوم
13 سال و 3 ماه و 23 روز و 29 دقيقه قبلمرسی مریم جونم...

13 سال و 3 ماه و 22 روز و 12 ساعت و 42 دقيقه قبلعزیزم ....