دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ツRozitaツ

ツRozitaツ
زن - متاهل
امتیاز: 1636

دنبال‌شدگان

(363 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(318 کاربر)

گروه‌ها

(7 گروه)

بازدید

ツRozitaツ
ツRozitaツ

@وحـــــید پسری که با دوست دخترش مثه یــه پــــِـرنـسـس رفـتـار مــیــکــنه . ثـــابــت مــیــکـنـه کـه تو دستای یه مـَــلــکه بــزرگ شــده

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
ツRozitaツ
ツRozitaツ

@داداش علی دلى که اندوه دارد نیاز به شانه دارد نه نصیحت… کاش همه این را مى فهمیدند

♥سَمیـــ   ــرا♥
♥سَمیـــ ــرا♥

از افتخاراتم تو این سایت اینکه 7 نفرو ایگنور کردم 7 تا ادم عوضی خلاصه تر بگم عوضیترینها رو من ایگنور کردم

این ارسال را بازنشر کرده است.
حاجی
حاجی
توسط موبایل

@ツRozitaツ پیامبر(ص): بیشترین اهل جهنم انسانهای بی همسرهستند.

این ارسال را بازنشر کرده است.
ツRozitaツ
631347_Q8ZfgtMO.jpg ツRozitaツ

روز اخر ماه رمضون با یکی از دوستام سرزده رفتیم خونه @✿.•*´BITA ✿.•*´ اذون گفته بودن و همه افطار کرده بودن بیتا به دوستمون نگین گفت الان از بیرون غذا سفارش میدم من نذاشتم گفتم یه غذای سردستی درست کن حالا هر چی میخواد باشه اونم یه غذای خیلی خیلی ساده درست کرد بهتره بگم هیچی سر سفره نبود ولی با همین غذای ساده سفره رو چنان زیبا تزیین کرده بود که کیف میکردی فقط بهش نگاه کنی همیشه عاشق سلیقه بیتا بودم و توی همه چیز ازش نظر خواستم و هیچوقتم پشیمون نشدم در مورد کارا و حرفای مارچلو @مارچلو و @►ℳ@Ž@ђ£Я◄ تا میتونستیم حرف زدیم و خندیدیم نگین بیچاره اینجوری شده بود

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
ツRozitaツ
ツRozitaツ

از همه دوستانی که تولدمو فراموش نکردن مچکرم من خیلی روی تولدم حساسم و همیشه دوست دارم دورو بریام حواسشون به تولدم باشه ممنونم بچه ها که فراموش نکردین تولدمو

و 5 کاربر دیگر این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✿.•*´BITA ✿.•*´
✿.•*´BITA ✿.•*´

عکس سه سالگیم به همراه کامران پسر همسایمون... یه سال از خودم بزرگتر بود... 24 سال همسایه بودیم... 24 سال همدیگرو میدیدم... همبازی دوران بچگیم... متاسفانه چند ماه پیش تو یه سانحه تصادف درگذشت... روزی که خبر مرگشو شنیدم تا ساعتها شوکه بودم... همون موقع داشتم با یکی از دوستای دنبالریم حرف میزدم... نمیخواستم بدونه بغض دارم ولی بهش گفتم ناراحتم... بعد از تماسمون نشستم روی پله های حیاطمون... گریه نکردم ولی تا تونستم اشک ریختم... هنوز سرخاکش نرفتم...

و 2 کاربر دیگر این ارسال را بازنشر کرده‌اند.