ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
دیدی هـمان یک مشـت دانه ی احسـاسی که پاشیدی چطـور خیـال پـرواز را از سـر این پـرنده پـراند؟؟!!
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
در اروپا اگر بچه یك خانواده در یك مهمانی گلدان 1500 دلاری صاحبخانه را بشكند ؛ صاحبخانه خیلی راحت 1500 دلار را از مهمان بیچاره می گیرد ولی اگر در ایران این اتفاق بیافتاد صاحب خانه باید 1500 دلار به مهمان بدهد تا بچه را از شكستن بقیه ی گلدانها منصرف كند ... در ایران اگر كسی كادو ندهد خسیس است ؛ اگر كسی كادو ارزان بدهد خسیس است ؛ اگر كسی كادو كوچك بدهد خسیس است ؛اگر كسی كادو بزرگ بدهد می خواهد پز بدهد ؛اگر كسی كادو گران بدهد ولخرج است ...اما در اروپا مهم نیست كسی كادو بدهد یا ندهد ... دراتوبوسهای ایران اگر كسی كتاب بخواند ؛ بچه مثبت است ...اگر كسی آهنگ گوش كند بچه منفی است ...اگر كسی با تسبیح بازی كند ؛ بسیجی است ...اگر كسی سیگار بكشد ؛ خلافكار است ...اما دراتوبوسهای اروپا كسی به كسی دقت نمی كند ... در اروپا اگر صاحبخانه از مهمان بدش بیاید ؛ صاحبخانه به راحتی مهمان را از خانه بیرون می كندامادر ایران اگر صاحبخانه از مهمان بدش بیاید ؛ صاحبخانه به راحتی از خانه بیرون می رود
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
روزی مردی داخل چاهی افتاد و بسیار دردش آمد یک روحانی او را دید و گفت:حتما گناهی مرتکب شدی یک دانشمند عمق و رطوبت چاه را اندازه گرفت یک روزنامه نگار در مورد درد هایش با او مصاحبه کرد یک یوگیست به او گفت:این چاه و هم چنین دردهایت فقط زاده ی ذهن توست و در واقعیت وجود ندارند یک پزشک برای او ۲ قرص آسپیرین پایین انداخت یک روانشناس با او صحبت کرد تا دلایلی که باعث افتادن او به داخل چاه شده را پیدا کند یک فرد خوشبین به او گفت:ممکن بود یکی از پاهایت بشکند سپس بی سوادی از راه رسید و دست او را گرفت و از چاه بیرون آورد
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
این روزها وسط هر شعری که می خوانم [سوسو کنان] قطاری رد می شود ! و در هر واگن هزار صندلی است که به هوای قافیهی "مسافر" ردیف شده اند ...
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
دخترک برگشت چه بزرگ شده بود پرسیدم : پس کبریتهایت کو ؟ پوزخندی زد . گونه اش آتش بود ، سرخ ، زرد ... گفتم : می خواهم امشب با کبریتهای تو ، این سرزمین را به آتش بکشم ! دخترک نگاهی انداخت . تنم لرزید ... گفت : کبریت هایم را نخریدند سالهاست تن می فروشم ... می خری !!!؟؟؟
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
نـه صدایش را " نــازک " میکــرد .. و نــه دستــانش را " آردی " از کجــا بایــد به گرگ بودنش شک میکــردم.
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
عبـــــــــــــــــــــــــور، یعنی: لحظه هایی که می روی؛ ســــــــــــــــــــــــ...ـــــــال هایی که می مانم.
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
سکـــوتـــــ... و دیگر هیـــچ نــمی گویم ...! که این بزرگترین اعتـــراض مــن است به تــــو ... سکـــوت را دوســت دارم بــه خاطر ابــهت بی پـایانــش ...
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
من هر روز منتظرم ، تا شاید در حواس پرتی هایت، کوچه تان را گم کنی ! و به بن بستِ ما برسی!
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
تازه فهمیدم چرا پشت سر مرده ها آب نمیریزند... چون این دنیا ارزش برگشتن ندارد...!!!
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
من عاشق نیستم ! فقط گاهی حرف تو که می شود دلم ... مثل اینکه تب کند ... گرم و سرد می شود توی سینه ام چنگ می زند آب می شود تنگ می شود تنگ می شود
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
این روزها... تمام روزمرگی هایم یادم می آورند که: تو کم شده ای... از روزگار من ؛ از من ....
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
یه روز میاد که توی هر کدوم از خاطره های آدم، یه آدمایی هستن که دیگه نیستن...
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
تا دوباره دیدنت... این رختخواب را "وارونه" خواهم خوابید! ... "خیانت" است به تو! سر بر کنار "خیالت" گذاشتن!
از #سانسور ِ احساسی خسته ام. . .
13 سال و 6 ماه و 9 روز و 14 ساعت و 57 دقيقه قبل