ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
. . .زخم می زنی اما. . از جُزام بیـزاری. . .
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
/با ی لحن خاصی صداش کردم. .با ی لحن خاصتر گفت «جووونـــم». .{حرفمو یادم رفت}سکوت کردم. .گفت:هستی تا آخرش؟؟فقط بگو هستم؛اون موقعس که منم هیچ رقمه کنار نمیرم. .ناسلامتی مَرده و قولش!!. .خندیدم از تـــه دل.توو چشماش زل زدم و گفتم:هستم ؛تا آخرش./
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
/گُذشته در آینده گُم شده. .فرداها را قدم به قدم میگردم. .زندگیـَم در دیروز جا مانده و دیروز در فردا گُم!/
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
/وقتی یه آدم احمق میخواد یه بحث احمقانـه رو شروع کنه ُ بگه حرفت غیرمنطقیه،خودمو خسته نمیکنم ُ فقط میگم«هرچی تو میگی»/
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
/هوای آلودهی آن روز ِشهـر بهـانـهای برای تـأخیــر در رفـتنـت بــود/
از #سانسور ِ احساسی خسته ام. . .
13 سال و 6 ماه و 7 روز و 17 ساعت و 3 دقيقه قبل