نازنین
هر جا که می بینم نوشته است : ” خواستن توانستن است ” آتش می گیرم ! یعنی او نخواست که نشد ؟!
نازنین
گنجشک می خندید به اینکه چرا هر روز بی هیچ پولی برایش دانه می پاشم... من می گریستم به اینکه حتی او هم محبت مرا از سادگی ام می پندارد...
نازنین
این روزا پشکل هم از ریال گرونتره....والا؟
نازنین
چرا حس می کنم هستی کنارم ؟!! چرا این رفتن رو باور ندارم ؟!!
نازنین
آشتي كردن ، بخشيدن ، چه واژه هاي رياكارانه اي . آدم بايد فراموش كند ، همين .
نازنین
امتحان آيين نامه که داشتم؛ سرهنگ پرسيد: کي ميدونه "دور زدن" کجا ممنوعه؟ دست بلند کردمو گفتم: تو رفاقت؛ گفت برو تو قبولي...
نازنین
حرفهای عاشقانه ات که برای من تمام احساس زندگی بود و برای تو تکرار کلمات تکراری برای دیگری, ناگهان,اتفاقی,لحظه ای, شکستم در این سوء تفاهم ساده شکستم من شکستنی بودم و شکستی و شکستم شکستی و یادگاریت درد بود
نازنین
وقتی پرنده ای را معتاد میکنند تا فالی از قفس به در آرد و اهدا کند به جویندگان خوشبختی تا شاه دانه ای هدیه بگیرد پرواز قصه ی است بس ابلهانه از معبر قفس
نازنین
همیشه یک ذره حقیقت پشت هر "فقط یه شوخی بود" هست. یک کم کنجکاوی پشت "همین طوری پرسیدم" هست. قدری احساسات پشت "به من چه اصلا" هست. و اندکی درد پشت "اشکالی نداره" هست.
نازنین
دلم گرفته..حال هیچی را ندارم
خانوم گزارش گر
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 3 ساعت و 44 دقيقه قبل توسط آندرویددقیق تر
13 سال و 1 ماه و 30 روز و 4 ساعت و 2 دقيقه قبل