˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
انسان ها هر از چند گاهی، از جایی می افتند : از لبه پرتگاه . . . از پا . . . از نفس . . . از این ور بوم . . . از دماغ فیل . . .از چاله به چاه . . . از عرش به فرش . . . یا از همه مهمتر از چشم
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
او هنوز هم تنهاست چه تنهایی سرشاری چه تنهایی بزرگی چه تنهایی خداوندانــــــــــــــــــــــــه ای
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
هیس حرفی نزن صدای نفسهایت را بیشتر از دروغهایت دوست دارم.
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
گاهی دلت میخواد همه بغضهات از توی نگاهت خونده بشن... میدونی که جسارت گفتن کلمه ها رو نداری... اما یه نگاه گنگ تحویل میگیری یا جمله ای مثل: چیزی شده؟؟!!! اونجاست که بغضت رو با لیوان سکوت سر میکشی و با لبخندی سرد میگی: نه،هیچ
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
راستش را بخواهی فاجعه رفتنت چیزی را تکان نداد! هنوزهم قهوه می خورم.........قدم می زنم..............هستم اما تلخ تر...................بیشتر.................- ...تنها تر

15 سال و 5 ماه و 15 روز و 18 ساعت و 13 دقيقه قبلدلم ميخواد برم بغلش كنم بيارمش بيروووووووون
15 سال و 5 ماه و 15 روز و 18 ساعت و 12 دقيقه قبلآره ه ه ه ه ه ه ه
15 سال و 5 ماه و 15 روز و 18 ساعت و 7 دقيقه قبلمنم حمايتت مي كنم
15 سال و 5 ماه و 15 روز و 17 ساعت و 45 دقيقه قبلدمت گرم...منم ميام كمكت
15 سال و 5 ماه و 15 روز و 17 ساعت و 45 دقيقه قبل