˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
یک جایی می رسد که آدم دست به خودکشی می زند ! نه اینکه یک تیغ بردارد رگش را بزند ! نه ! قید احساسش را می زند !
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
سلاممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم .... روزتون شيكــــــــــــــــــ
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
من دارم ميرممممممممممممممم ...... بايييييييييييييييييييييييي
استقلال
چقدر روحيه ورزشكاري به اين پرسپوليسي ها ميخوره ..... واقعا كه ...... ديروز آبروي هر چي ورزشكاره بردن ..... به خاطر دو امتياز اضافه تر
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
هميشه وقتي براي آمدنت دعا مي كنم ... هواي چشمانم باراني مي شود ... شايد اشتباهي دعاي باران مي خوانم
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
كاش روياهايمان روزي حقيقت مي شدند . تنگناي سينه ها دشت محبت مي شدند . سادگي مهر و وفا قانون انسان بودن است . كاش قانون هايمان يكدم رعايت مي شدند . اشكهاي همدلي از روي مكر است و فريب . كاش روزي چشمهامان با صداقت مي شدند. گاهي از غم مي شود ويران دلم . كاش بين دلها غصه ها مردانه قسمت مي شدند
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
شبي در گوشه اي تنها، شبي مهتابي و روشن كه از غمها تهي بودم، تو را با تيشه انديشه شعرم تراشيدم. تو را در معبد هستي خدا كردم، نشاندم در ميان ديدگانت برق صد الماس، بتي عشق آذين گشتي... گرفتي روشني تابنده گشتي...
به معبدها خدايي اين زمان زيبنده است.
با شد شامگاهان هزاران اخگر تابنده و روشن، تو را باشد ستايشگر، تو را
باشد پرستشگر.
دريغــا ...!
روزگاري از غرور خودستائيها دلت لبريز خواهد شد و در پايت نخواهي ديد كسي را كه با سختي تو را با تيشه انديشه شعرش تراشيده ، ولي اين را نمي داني اگر روزي غرور تو به تنگ آرد دل يكتاپرستم را تو را با تيشه انديشه قهرم آنچنان افكنم بر خاك كه هر كس مرا بيند بگويد او خدايش را به دست خويشتن بشكست .....
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
آخر هفته خوبي داشته باشين ..... بايييييييييييييييييييييييي دوستان عزيز
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
گر شوم با خسته ي پيكر ،غريق ... مركب رندي ، مجويم در طريق ... مذهبم گر مستي و ميخوارگيست ... شرب و خمرم خود گواه بندگيست
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
روزگارمون خزون شد/عشقمون فدای عشق دیگرون شد/ما که هستیمو نمردیم/پس چرا عشقو به دیگرون سپردیم/ما که با زمونه ساختیم/بد و خوبشو شناختیم/ای خدا برنده باشیم/ما که زندگیرو باختیم/ای خدا/ای خدا/ای خدااااااااااااااااا
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
كاش ..... ساقي و ميخانه اي بود ... مستي و راستي اي بود ..... كاش ......