قطار زندگی همچنان سوت زنان درگذر است و انگار گوش هایم پر است از سوت هایی که زده شدند و من نشنیدم و اکنون در حسرت گذشته، زانو بغل گرفته ام و سوت هایی که زده خواهند شد را نخواهم شنید و این است زندگی... حسرت روزهای گذشته و حسرت روزهای نیامده....حسرت و حسرت...
دل تنگ كه باشي آدم ديگري مي شوي خشن تر و عصبي تر و كلافه تر و تلخ تر و جالب تر اينكه با اطرافيان هم كاري نداري همه اش را نگه مي داري و دقيقا سر كسي خالي ميكني كه دلتنگش هستي ....
آدما بايد يكيو داشته باشن كه هر وقت خسته و پكر و داغون و عصبي و مريض بودي ازت نپرسه چرا ؟ فقط دستت رو بگيره و بگه : بلند شو بريم يه دور بزنيم . دوست ندارم اين شكلي ببينمت ...
نکند چشم به رویت بگشایم ُ خیره بمانم در سردی نی نی مردمَت ...
12 سال و 11 ماه و 7 روز و 1 ساعت و 58 دقيقه قبلنکند خاکستر مرگم بپاشند ُ روانه آن دیارم کنند از سر بی مهری ...
12 سال و 11 ماه و 7 روز و 1 ساعت و 57 دقيقه قبل