توی دلم جز عشق تو علاقه ای رواج نیست . . . انقدر هوامو داری که اکسیژن احتیاج نیست . . . کنار تو من فاتح تقدیر این زندگیم . . . بعد از یه عمر تازه دارم با تو میفهمم که کیم ((اکسیژن از بابک جهانبخش)) نفر بعدی از حرف ((م)) یک ترانه بگه چون اخرین حرف این ترانه ((م)) بود . . . .
دیروز اومده بود دیدنم با یه شاخه گل سرخ و لبخندی که همیشه آرزوشو داشتم گریه کرد و گفت دلش برام تنگ شده ولی من فقط نگاش کردم… وقتی رفت… سنگ قبرم از اشکاش خیس شده بود…
ببین لعنتی دارم میخندم به سیرکی که دلقکش گریه میکند به مردی که سراغ زنش را از دیگران میگیرد به پیرمردی که با آینه دردودل میکند به پیرزنی که سالهاست لباس شوهر مرده اش را تن میکند به دردهایی که به درد گریه کردن هم نمیخورند تو هم بخند به منی که از درد عشقت روانی شدم