@mohammad-h تو بیمارستان که بودیم یه جانباز رو آوردن موجی بود . 20 سال با این درد زندگی کرده بود بستری که شد همسرش نشست کنارش و شروع کرد به گریه کردن پرستار پرسید چی شده ؟ با صورتی کبود و تنی رنجور پرسید : نمیشه خودم تو خونه مراقبش باشم ؟ پرستار گفت : باز حالش بد بشه کتکت بزنه چیکار میکنی ؟ در حالیکه چشمش به همسرش بود جواب داد : خوب منو بزنه بهتر از اینه که خودشو بزنه شوهرمه . عشقمه . دوسش دارم . و باز گریه کرد از پنجره به بیرون نگاه کردم آسمون هم تاب شنیدن نداشت . شروع کرد به باریدن.......
در راه رسیدن به تو گیرم که #بمیرم / اصلا به تو افتاد مسیرم که #بمیرم / یک قطره ی آبم که در اندیشه ی دریا / افتادم و باید بپذیرم که #بمیرم /یا چشم بپوش و از خویش برانم /یا تنگ در آغوش بگیرم که #بمیرم /خاموش مکن آتش افروخته ام را / بگذار بمیرم که بمیرم که #بمیـــــــــــــــــــــــــــــــرم.....
#آرامش یعنی اینکه باور داشته باشی ، ی ِ #عزیز با تمام ِ وجودش باورت داره حتی دیوونه بازی هات رو ، و همیشه ی ِ #همیشه چشم به راهت ِ حتی ب ِ وقت ِ مُردن ...

13 سال و 11 روز و 7 ساعت و 13 دقيقه قبل
13 سال و 11 روز و 7 ساعت و 11 دقيقه قبلمنم سرکلاسش بودم.مشت تو صورت
13 سال و 11 روز و 7 ساعت و 2 دقيقه قبل توسط موبایل
13 سال و 11 روز و 6 ساعت و 51 دقيقه قبلفرزاد

13 سال و 11 روز و 5 ساعت و 40 دقيقه قبلدونیا