Ŧ̊̊̊̊ نـــــــازِِِِِِِ...
غضنفرداشته توي استخر غرق مي شده. داد مي زنه مي گه help ,I SHUT UP
Ŧ̊̊̊̊ نـــــــازِِِِِِِ...
سیگاری بر لب ، سری بر دو دست نگاهی به گوشه ای میخکوب، اندیشه ای غرق در اعماق دور رنج ها، دلی سرشار از درد، لبخندی بیزار ، چشمانی بی اعتنا به هر چه و هر که هست و می توان دید و روحی تلخ و گرفتار و چهره ای همواره در پس سایه اندوه و اندیشه ! این بود طرح همیشگی سیمای من . این بود منی که همه می شناختند . در این دنیا هیچ فریبی مرا نمی گرفت ، دروغی هم مرا نمی فریفت. گل ها همه کاغذین و رنگ ها همه دروغین و روح ها همه چرکین و چهره ها همه بیگانه بود. هستی هیچ چیز نداشت که مرا به خود مشغول دارد . من احساس می کردم که در این اطاقک سرد و گرفته ی جهان مبحوسم. آفرینش را بر اندامم جامه ای تنگ وکوتاه می یافتم و…
سلام
15 سال و 5 ماه و 9 روز و 8 ساعت و 8 دقيقه قبلسلام ففه ... خوبم گلم مرسی

15 سال و 5 ماه و 9 روز و 8 ساعت و 6 دقيقه قبلسلام سجاد جان
درووود
15 سال و 5 ماه و 9 روز و 8 ساعت و 2 دقيقه قبلخوهش عزيزم..
15 سال و 5 ماه و 9 روز و 7 ساعت و 57 دقيقه قبلبوس
درووووود و دوصد بدرود پویا
15 سال و 5 ماه و 9 روز و 7 ساعت و 53 دقيقه قبل