دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Ŧ̊̊̊̊ نـــــــازِِِِِِِِِِِِِِنـــــــــیــــــــن Ŧ̊̊̊̊

بی نهایت باهوش و خلاصه همه چی تمام.... درباره »
Ŧ̊̊̊̊ نـــــــازِِِِِِِِِِِِِِنـــــــــیــــــــن Ŧ̊̊̊̊
زن - مجرد
امتیاز: 1362.1

دنبال‌شدگان

(274 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(234 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

Ŧ̊̊̊̊  نـــــــازِِِِِِِِِِِِِِنـــــــــیــــــــن Ŧ̊̊̊̊
Ŧ̊̊̊̊ نـــــــازِِِِِِِ...

از غضنفر ميپرسن در کودکي چه کارتوني رو دوس داشتي؟ ميگه کارتون خرما

Ŧ̊̊̊̊  نـــــــازِِِِِِِِِِِِِِنـــــــــیــــــــن Ŧ̊̊̊̊
Ŧ̊̊̊̊ نـــــــازِِِِِِِ...

غضنفرداشته توي استخر غرق مي شده. داد مي زنه مي گه help ,I SHUT UP

Ŧ̊̊̊̊  نـــــــازِِِِِِِِِِِِِِنـــــــــیــــــــن Ŧ̊̊̊̊
Ŧ̊̊̊̊ نـــــــازِِِِِِِ...

سیگاری بر لب ، سری بر دو دست نگاهی به گوشه ای میخکوب، اندیشه ای غرق در اعماق دور رنج ها، دلی سرشار از درد، لبخندی بیزار ، چشمانی بی اعتنا به هر چه و هر که هست و می توان دید و روحی تلخ و گرفتار و چهره ای همواره در پس سایه اندوه و اندیشه ! این بود طرح همیشگی سیمای من . این بود منی که همه می شناختند . در این دنیا هیچ فریبی مرا نمی گرفت ، دروغی هم مرا نمی فریفت. گل ها همه کاغذین و رنگ ها همه دروغین و روح ها همه چرکین و چهره ها همه بیگانه بود. هستی هیچ چیز نداشت که مرا به خود مشغول دارد . من احساس می کردم که در این اطاقک سرد و گرفته ی جهان مبحوسم. آفرینش را بر اندامم جامه ای تنگ وکوتاه می یافتم و…

Ŧ̊̊̊̊  نـــــــازِِِِِِِِِِِِِِنـــــــــیــــــــن Ŧ̊̊̊̊
Ŧ̊̊̊̊ نـــــــازِِِِِِِ...

به غضنفر ميگن: دوست داري بابات بميره ارثش به تو برسه؟ ميگه: نه، دوست دارم بکشنش تا ديه هم بگيرم!

Ŧ̊̊̊̊  نـــــــازِِِِِِِِِِِِِِنـــــــــیــــــــن Ŧ̊̊̊̊
Ŧ̊̊̊̊ نـــــــازِِِِِِِ...

یارو میره تو یه کتابفروشی …. میگه: وولک پوستر مو رو داری ؟ کتابفروش میگه: نه! طرف می گه: وی ی ی تو هم تموم کردی ؟!

Ŧ̊̊̊̊  نـــــــازِِِِِِِِِِِِِِنـــــــــیــــــــن Ŧ̊̊̊̊
Ŧ̊̊̊̊ نـــــــازِِِِِِِ...

یارو ماشینش قفل میشه. بنده خدا میره میگرده دوساعت سه ساعت بعد یک قفل ساز پیدا می کنه میاره بعد به زن و بچش با کمال شرمندگی میگه:تا من رفتم و برگشتم تو ماشین حوصلتون که سر نرفت؟

Ŧ̊̊̊̊  نـــــــازِِِِِِِِِِِِِِنـــــــــیــــــــن Ŧ̊̊̊̊
Ŧ̊̊̊̊ نـــــــازِِِِِِِ...

غضنفر شيلنگ آب مي گيره روي تلويزيون ميگه نگفتم اينجا فوتبال بازي نکنيد؟

Ŧ̊̊̊̊  نـــــــازِِِِِِِِِِِِِِنـــــــــیــــــــن Ŧ̊̊̊̊
Ŧ̊̊̊̊ نـــــــازِِِِِِِ...

یارو يه تيکه آشغال مي پره تو چشمش . مي ره جلوي آينه تو چشش فوت ميكنه. زنش بهش ميگه خره تو فوت نكن بذار اون فوت كنه

Ŧ̊̊̊̊  نـــــــازِِِِِِِِِِِِِِنـــــــــیــــــــن Ŧ̊̊̊̊
Ŧ̊̊̊̊ نـــــــازِِِِِِِ...

حیف نون داشته تو خیابون به یه دختر نگاه می کرده ! یکی بهش میگه مگه تو خواهر و مادر نداری !؟ میگه چرا ، ولی به این خوشگلی نیستن!

Ŧ̊̊̊̊  نـــــــازِِِِِِِِِِِِِِنـــــــــیــــــــن Ŧ̊̊̊̊
Ŧ̊̊̊̊ نـــــــازِِِِِِِ...

می خواستن غضنفر رو اعدام کنن، ازش می پرسن: آخرین حرفت رو بزن. می گه: لعنت بر پدر و مادر اون کسی که بزنه زیر چهار پایه!

Ŧ̊̊̊̊  نـــــــازِِِِِِِِِِِِِِنـــــــــیــــــــن Ŧ̊̊̊̊
Ŧ̊̊̊̊ نـــــــازِِِِِِِ...

غضنفر با دوستش با لگد می زدن تو شکم همدیگه. يکي از اونجا رد مي شده مي گه شما دو تا دردتون نمي گيره ؟ غضنفر مي گه نه پوتين پامونه!

Ŧ̊̊̊̊  نـــــــازِِِِِِِِِِِِِِنـــــــــیــــــــن Ŧ̊̊̊̊
Ŧ̊̊̊̊ نـــــــازِِِِِِِ...

به یارو مي گن چرا نماز نمي خوني؟ مي گه حفظم براي چي بخونم

Ŧ̊̊̊̊  نـــــــازِِِِِِِِِِِِِِنـــــــــیــــــــن Ŧ̊̊̊̊
Ŧ̊̊̊̊ نـــــــازِِِِِِِ...

معلم يکي از شاگردهارو ميبره پاي تخته... ميگه: بنويس چنار، شاگرده مينويسه منار... معلم ميگه: حالا بخونش؟ شاگرد ميگه: خيار... معلم ميگه: گفتم بنويس چنار نوشتي منار گفتم بخونش خوندي خيار... حالا چه نمره اي بهت بدم؟ شاگرد ميگه: سه تا غلط داشتم، هفده

Ŧ̊̊̊̊  نـــــــازِِِِِِِِِِِِِِنـــــــــیــــــــن Ŧ̊̊̊̊
Ŧ̊̊̊̊ نـــــــازِِِِِِِ...

به غضنفر ميگن عروسي پسرت کيه؟ ميگه: اين چهارشنبه نه.. دوشنبه ي بعد!

Ŧ̊̊̊̊  نـــــــازِِِِِِِِِِِِِِنـــــــــیــــــــن Ŧ̊̊̊̊
Ŧ̊̊̊̊ نـــــــازِِِِِِِ...

پیرزنه تو اوتوبوس هی می گفته نی نای نا نای نی نای نای، همه هم دست میزدن براش. بعد یهو دست می کنه تو کیفش دندوناشو در میاره میگه نیاوران نیگه دار!