Ŧ̊̊̊̊ نـــــــازِِِِِِِ...
زندگی قافیه ی باران است، من اگر پائیزم و درختان همه بی برگ شدند، تو بهاری و به اندازه باران خدا زیبایی
Ŧ̊̊̊̊ نـــــــازِِِِِِِ...
مرگ هم به تساوی تقسیم نمی شود عجبا ! هیچ کس هنوز به سهم کم اش از مرگ اعتراض نکرده است خیلی ها سهم بیشتری از مرگ نصیب شان می شود کودک بودم که درسینما مردی ازاسب افتاد و آنقدر روی زمین کشیده شد که : گریه چشم هایم را بست بعد ها دانستم افتادن از اسب گریه ندارد خیلی ها از اصل می افتند و می میرند
Ŧ̊̊̊̊ نـــــــازِِِِِِِ...
غریب است دوست داشتن و عجیب تر از آن دوست داشته شدن... وقتی می دانیم کسی با دل و جان دوستمان دارد و نفس ها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده به بازیش می گیریم و هر چه او عاشق تر, ما سرخوش تر هر چه او دل نازک تر, ما بی رحم تر
Ŧ̊̊̊̊ نـــــــازِِِِِِِ...
عشق حقيقي در باغچه روح شكوفا ميگردد و عشق مجازي در بستر جسم....
Ŧ̊̊̊̊ نـــــــازِِِِِِِ...
حتی یک شاخه از محبوبه های شب یک غنچه مریم هم برای مردنم کافی است
Ŧ̊̊̊̊ نـــــــازِِِِِِِ...
اما با این همه تقصیر من نبود که با این همه... با این همه امید قبولی در امتحان سادهْ تو رد شدم قیصر امین پور
Ŧ̊̊̊̊ نـــــــازِِِِِِِ...
من سبز ترین واژه ملموس غروبم کاش در این وسعت سبز یک نفر درد مرا می فهمید
Ŧ̊̊̊̊ نـــــــازِِِِِِِ...
خدایا مرا از چهار زندان بزرگ انسان :«طبيعت»، «تاريخ» ،«جامعه » و«خويشتن» رها كن ، تا آنچنان كه تو اي آفريدگار من ، مرا آفريدي ، خود آفريد گار خود باشم، نه كه چون حيوان خود را با محيط كه محيط را با خود تطبيق دهم.
Ŧ̊̊̊̊ نـــــــازِِِِِِِ...
کودک فال فروش را پرسیدند : چه میکنی ؟ گفت به آنانکه در دیروز و امروز خود مانده اند ، فردا را می فروشم . . .