Ŧ̊̊̊̊ نـــــــازِِِِِِِ...
شب عروسی غضنفر بهش میگن بابات مُرد میگه : حالا این مسخره بازیای بابامو ببینا :d:d
Ŧ̊̊̊̊ نـــــــازِِِِِِِ...
غضنفر رفته بوده تئاتر، دوستش ازش میپرسه: چطور بود؟ غضنفر میگه: خوب بود، ولی آخرش رو نفهمیدم چی شد. قست اول كه تموم شد یك پلاكارد نشون دادن كه نوشته بود: “پرده دوم، دو سال بعد” من دیگه حوصله نداشتم دو سال صبر كنم اومدم بیرون!
Ŧ̊̊̊̊ نـــــــازِِِِِِِ...
خداوندا ، تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است چه رنجی میکشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است . .
Ŧ̊̊̊̊ نـــــــازِِِِِِِ...
سراپا اگر زرد و پژمرده ایم ولى دل به پائیز نسپرده ایم چو گلدان خالى لب پنجره پر از خاطرات ترک خورده ایم اگر داغ دل بود، ما دیده ایم اگر خون دل بود، ما خورده ایم اگر دل دلیل است، آورده ایم اگر داغ شرط است، ما برده ایم اگر دشنه دشمنان، گردنیم اگر خنجر دوستان، گرده ایم گواهى بخواهید، اینک گواه همین زخم هایى که نشمرده ایم! دلى سر بلند و سرى سر به زیر از این دست عمرى به سر برده ایم قیصرامین پور
Ŧ̊̊̊̊ نـــــــازِِِِِِِ...
. آنان که گذشته رابه خاطرنمی آورند محکوم به تکرارآنند