گـلـپــری
توسط پیامک
یادمه فقط ی بار وقتی راهنمایى میرفتم، سر صبح تو راه مدرسه سر ی جریانى انقد ترسیدم ک وقتی رسیدم مدرسه فقط اشک بود و خون دماغ شدن! امشب هم ترسیدم اما خون دماغ نبود دیگه. فقط بغض بود، آخرش اشک شد و آغوش گرم مامان جان و دلداریاشون. دو نقطه ایکس تپنده
خوندم اونجارو
13 سال و 7 روز و 11 ساعت و 13 دقيقه قبلبا سلام منم نمیتونم بهت کمکی بکنم
13 سال و 6 روز و 21 ساعت و 45 دقيقه قبلكوفت

13 سال و 6 روز و 13 ساعت و 10 دقيقه قبل
13 سال و 6 روز و 11 ساعت و 46 دقيقه قبل
13 سال و 6 روز و 11 ساعت و 45 دقيقه قبل