وقتی #پدربزرگم فوت کرد طوری شکه شدم که 3روز صحبت نکردم جالب اینجا بود که کسی حواسش به من نبود اصلا تو اون شلوغیا بعد سه روز فهمیدن من لال شدم بابام نشست کنارم گفت :علی چرا بابا بزرگ مرده تو گریه نمی کنی ؟ من نگاش کردم عین آدمای منگ بابام پرسید ناراحت نیستی؟ ! وقتی اینو گفت تازه فهمیدم چی شده (شک نجات بخش )شروع کردم به گریه بابام میگه حدود یک ساعت گریه کردم دیگه اشک نداشتم گریم بند اومده بنظرم خاطره جالبی بود براتون گفتم
ابجیم مثل امروز از بین ما رفت و خواهر کوچلوشو که 12 سال بیشتر نداشت تنها گذاشت......داداش علی یکی از ارزوهاش این بود که تو رو میدید.........تو که پاک از این دنیا رفتی آبجی برای ابجی و داداشات دعا کن.......
زرینتاج
12 سال و 11 ماه و 19 روز و 20 ساعت و 7 دقيقه قبلوای که آدم اگر عاشق شود دل از همه شوید،دست به گریبان شود
12 سال و 11 ماه و 16 روز و 4 ساعت و 19 دقيقه قبل