#کوچیک ک بودم یروز بابام یجایی دیده بود یه جوجه گنجیشک نوزاد افتاده اووردش واسه من..منم مثه مامانش ازش مراقبت کردم غذا میذاشتم دهنش ..بزرگ شد اما بجز پَرای ریز فقط دوتا پر به دمش بود..اسمشو گذاشته بودم #جوجه-فُکُلی ..بدون اون هیجیا نمیرفتم..بعد یروز پاشدم صبونه بهش تخم مرغ اب پز دادم بعد داشت بازی میکرد یهو خیلی الکی افتاد مرد..منو که دیگه نگو ..انقد عزاداری کردم..تا چنماه ولی اسمش میومد گریه میکردم..واسش اگهی ترحیمم درس کردم نقاشیشو عین خودش با همون دوتا پر بدمُش کشیدم تو اگهی ترحیمش چسبوندم تو اتاقم..چنبارم دلم براش تنگ شد نبش قبرش کردم...خلاصه..ازون موقه به بعد مامانم اجازه نمیده بابام پرنده بیاره تو خونه
@غَـزل عَکّـاسِِ دنبالـر... شازده کوچولو می گفت : گل من گاهـــــی بداخلاق و کـــــم حوصله و مغرور بود... امـــــا... ماندنــــــی بود . این بودنش بود که او را تبـــــدیل به گـــــل من کرده...!
#کوچیک که بودم همیشه دلم میخواست یه چیزی از خودم برای #آیندگان بجا بذارمیه #جوجه ماشینی داشتم که بعد چند روز #مرد و من دلم میخواست #فسیل درست کنم یه گوشه ی #حیاطمون چاله کندم و یه #سنگ-مرمر صاف پیدا کردم و گذاشتم تو #چاله و بعد #جوجه رو قشنگ خوابوندم روش تا مثلا بعدها #فسیل بشهبعد چند #سال من دیگه #یادم رفته بود و #بابام دقیقا همونجا یه #درخت کاشت و الانم اون درخته بزرگ شده ینی #فسیل میشه برای #آیندگان؟
تو برای من هنوز پسربچهای بيش نيستی. مثل صدها هزار پسربچه ديگر، و من نيازی به تو ندارم. تو هم نيازی به من نداری. من نيز برای تو روباهی هستم شبيه به صدها هزار روباه ديگر. ولی تو اگر مرا اهلی کنی، هر دو بهم نيازمند خواهيم شد. تو برای من در عالم همتا نخواهی داشت و من برای تو در دنيا يگانه خواهم بود...
زرینتاج
12 سال و 11 ماه و 20 روز و 53 دقيقه قبلوای که آدم اگر عاشق شود دل از همه شوید،دست به گریبان شود
12 سال و 11 ماه و 16 روز و 9 ساعت و 6 دقيقه قبل