دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖

دخترِ زمستون. درباره »
✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
زن - مجرد
امتیاز: 4901

دنبال‌شدگان

(939 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(613 کاربر)

گروه‌ها

(113 گروه)

بازدید

✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖

عشق به هر لحظه می‌کند / بر همه موجود صدا می‌کند

✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖

امروز خونمون عروسیه...جشن تفلد خواخَرمه

Mr.SileNce
Mr.SileNce
توسط آندروید در وقتی...

خوابت میاد اما خوابت نمی بره ...

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در دوره

خوش اومدم صفـآ آوردم ...

ωرویـטּ☺شوפֿوُشآבבنبآلر☺
ωرویـטּ☺شوפֿوُشآבבنبآلر☺

گنجشک لالا سنجاب لالا آمد دوباره مهتاب لالا لالا، لالایی لالا، لالایی لالا، لالایی لالا، لالایی گلدون خوابید مثل همیشه قورباغه ساکت خوابیده بیشه لالا، لالایی لالا، لالایی لالا، لالایی لالا، لالایی جنگل، لالا لا بـرکه، لالا لا شب بر همه خوش تا صبــــــــــح فردا خدانگهــــدار همگیتون باشه

*محـمــدامـیـنــــــ *
*محـمــدامـیـنــــــ *

سَلام

ωرویـטּ☺شوפֿوُشآבבنبآلر☺
ωرویـטּ☺شوפֿوُشآבבنبآلر☺

این ساعت رو ببینین

نیلوبانو ^_^
نیلوبانو ^_^
توسط موبایل در نقاشی

از داشتم وسایلای رو در میاوردم یه تجدید ای بشه که 2تا از دوران پیدا کردمنمیدونم چرا اون موقع آدما به نظرم این شکلی بودنیادم نیست چرا نمیکشیدم واسشون

علیرضا
علیرضا

داستان من در روز کنکور : شبش خوابم نمیبرد ساعت 2.30 خوابیدم به زور . صبح داشتم خواب میدیدم که ساعت 5 گوشیمو کوک کرده بودم زنگ زد از خواب که بیدار شدم دیدم نمیدونم چرا داشتم گریه میکردم بعد انقد که خواب بودم رفته بودم حموم که سر حال بشم 3 تا سوسک اونجا بودن دقیقا داشتم باهاشون حرف میزم توی خواب و بیداری سلام . ببخشید از خواب بیدارتون کردم . شما هم بیخواب شدین ؟ بعد از حموم در اومدم رفتم حاضر شدم اومدم صبحونه درست کنم برای خودم مایتابه گذاشتم روی گاز که تخم مرغ بپزم همین که تخم مرغ زدم تو مایتابه یه سوسکه پرواز کرد با سرعت خودشو پرت کرد توی آتیش گاز بعدشم افتاد اونور منم برای این که نسوزه یه چیزی گذاشتم روش که مثلا نجاتش بدم بعد که اون وسیله رو از روش ورداشتم دیدم سنگین بوده سوسکه مرده بود دلم نیومد دیگه تخم مرغه رو بخورم فقط چند لقمه خوردم . بعدش هم بابامو بیدار کردم رفتیم منو رسوند . منم تا جایی که تونستم تست نزدم .

ωرویـטּ☺شوפֿوُشآבבنبآلر☺
ωرویـטּ☺شوפֿوُشآבבنبآلر☺

@✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖ بــوבלּــت رآ בوωــت בآرم وقتـــے پـלּـجــﮧ בر ڪمـرمـ حلقـﮧ مــے ڪُـלּــے و بــﮧ آغوشتــ ωــفتــ مـرآ مــے فشـارے و وآבارمــ مــےڪـלּـے ڪـﮧ بــﮧ هیچـڪـωــ فـڪـر לּـڪنمــ جــز تــو ( فونتش قشنگ بود )

این ارسال را بازنشر کرده است.
╰☆╮dokhi fazaei╰☆╮
╰☆╮dokhi fazaei╰☆╮

امسال منو دختر خالم رفته بودیم واسه عید لباس بخریم....رفتیم تو یه بوتیک...یه شلوارو انتخاب کردم ...رفتم تو اتاق پرو پوشیدم و ازش خوشم اومد...داشتم میرفتم سمت فروشنده که بگم آقا همینو برمیدارم...یهو دیدم دختر خالم با سرعت دستشو گذاشت رو شونم و منو کشیدگفتم:چته بابا؟!گفت:پایینو نگاه کن..آقا ما هم نمیدونستیم بریم سمت فروشنده یا اتاق پرو...هم شلوار خودم هم شلواری که می‌خواستم بخرم دستم گرفته بودم بدون شلوار اومده بودم از اتاق پرو بیرون