از #بیکاری داشتم وسایلای #قدیمی رو در میاوردم یه تجدید #خاطره ای بشه که 2تا #نقاشی از دوران #راهنماییم پیدا کردمنمیدونم چرا اون موقع آدما به نظرم این شکلی بودنیادم نیست چرا #لب نمیکشیدم واسشون
داستان من در روز کنکور : شبش خوابم نمیبرد ساعت 2.30 خوابیدم به زور . صبح داشتم خواب میدیدم که ساعت 5 گوشیمو کوک کرده بودم زنگ زد از خواب که بیدار شدم دیدم نمیدونم چرا داشتم گریه میکردم بعد انقد که خواب بودم رفته بودم حموم که سر حال بشم 3 تا سوسک اونجا بودن دقیقا داشتم باهاشون حرف میزم توی خواب و بیداری سلام . ببخشید از خواب بیدارتون کردم . شما هم بیخواب شدین ؟ بعد از حموم در اومدم رفتم حاضر شدم اومدم صبحونه درست کنم برای خودم مایتابه گذاشتم روی گاز که تخم مرغ بپزم همین که تخم مرغ زدم تو مایتابه یه سوسکه پرواز کرد با سرعت خودشو پرت کرد توی آتیش گاز بعدشم افتاد اونور منم برای این که نسوزه یه چیزی گذاشتم روش که مثلا نجاتش بدم بعد که اون وسیله رو از روش ورداشتم دیدم سنگین بوده سوسکه مرده بود دلم نیومد دیگه تخم مرغه رو بخورم فقط چند لقمه خوردم . بعدش هم بابامو بیدار کردم رفتیم منو رسوند . منم تا جایی که تونستم تست نزدم .
امسال منو دختر خالم رفته بودیم واسه عید لباس بخریم....رفتیم تو یه بوتیک...یه شلوارو انتخاب کردم ...رفتم تو اتاق پرو پوشیدم و ازش خوشم اومد...داشتم میرفتم سمت فروشنده که بگم آقا همینو برمیدارم...یهو دیدم دختر خالم با سرعت دستشو گذاشت رو شونم و منو کشیدگفتم:چته بابا؟!گفت:پایینو نگاه کن..آقا ما هم نمیدونستیم بریم سمت فروشنده یا اتاق پرو...هم شلوار خودم هم شلواری که میخواستم بخرم دستم گرفته بودم بدون شلوار اومده بودم از اتاق پرو بیرون
زرینتاج
12 سال و 11 ماه و 20 روز و 53 دقيقه قبلوای که آدم اگر عاشق شود دل از همه شوید،دست به گریبان شود
12 سال و 11 ماه و 16 روز و 9 ساعت و 6 دقيقه قبل