✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
دخترداییم با اون صدایِ ظریف و کوچولوش اومده میگه آجی،گفتم بله؟گفت سرما خوردی؟گفتم نه،گفت پس چرا انقد ارومی؟،،،،،: (
✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
درسته ک با خونوادم قهرم اما با خدا ک قهر نکردم..فلا خداحافظ
✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
چندوقته دلم بدجور رمان خوندن میخواد...هی گفتم وقتمو واسه رمان طلف نکنم دیدم نمیشه!
✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
ســـوغاتی کـــ ه برایِ منـــ ه^
✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
میخواستم برم چهارم دبستان که به دلایلی مجبور شدم تایم کلاسیمو عوض کنم و از دوستا و رفیقام جدا بشم،یادمه خیلی ناراحت بودم و گریه میکردم میگفتم من دیگه نمیخوام برم مدرسه!تا اینکه یروز بابا نشست بام صحبت کرد گفت:من از تجربم دارم بهت میگم،این دوستا و رفیق بازیا تا یه حدش خوبه،چون نه بدردت میخوره نه آیندتو میسازه،بعد یه مدت هم جدا میشید،امسالم باز میتونی دوستای خوبی پیدا کنی...\اونروز واقعا حرفاش تو گوشم موند،هنوزم همینطورم،موقع جدا شدن از رفیقام اونقد ناراحت نمیشم که از زندگی بیفتم..
✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
توسط موبایل
چقد اِسترس دارم امروز!چرا!،استرس یعنی دست و پاهایِ یخ زده؛دیگه واقعا حالم داره بد میشه.
✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
یخورده پیش یه سوسک پرواز کنان افتاد دنبالم،وضعیت دهشَتناکی بود،منم جیغ فرار!،فک کنم اگه یه هواپیمای جنگی می افتاد دنبالم انقد وحشت زده نمیشدم!
زرینتاج
12 سال و 11 ماه و 24 روز و 7 ساعت و 40 دقيقه قبلوای که آدم اگر عاشق شود دل از همه شوید،دست به گریبان شود
12 سال و 11 ماه و 20 روز و 15 ساعت و 52 دقيقه قبل