negin
مهرباني تا کي!? بگذارسخت باشم وسرد! باران که باريد,چتربگيرم وچکمه! خورشيدکه تابيد,پنجره ببندم وتاريک! اشک که آمد,دستمالي بردارم وخشک! اوکه رفت,نيشخندي بزنم وسوت!!
negin
میگم تو خسته نشدی بس که تو زندگی من سرک کشیدی ??? والا من خسته شدم بس که کله ی پوک تو رو وسط زندگیم دیدم
negin
هــانـــا(ســارا پــولــی):مــن نـمـیـتـونـم بـاهــات ازدواج کـنـم جـــوزف(تـیـم رابـیـنـز):چــرا؟ هــانــا :چــون مـمـکنـه یــه روزی انـقــدر گــریه کـنـم ...کـه اتــاقـمـون پــر از اشــک بـشـه و تــو غــرق شــی... جـــوزف:شـنــا کــردن یــاد مـیگیــرم....
negin
بعد ار خیلی وقت اومدی بهم میگی اگه وقت کردی به خاطره های خوبمون فکر کن.... می خوام بدونم اون شبایی که تا صبح گریه می کنم تو کجایی؟؟؟ این حرفو زدی که به جای دست و پا زدن تو ابن همه فاصله غرق بشم توش؟؟ اصلا من کجای دنیا دستتاتو ول کردم که اینقدر راحت رفتی؟؟؟