" علامه سید بحرالعلوم " با نام کامل " سید محمد مهدی بحرالعلوم طباطبایی " از دانشمندان و مراجع تقلید جهان اسلام و تشیع بود . ایشان کسی بود که در ابتدا اهل سنت بود ولی هنگامی که با لطف مرجع تقلید وقت ، یعنی آیة الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی به محضر امام زمان (عج) رسید و حقیقت تشیع را درک کرد ، به همگان اعلام کرد که شیعه ی دوازده امامی شده است . و حتی چندین بار دیگر نیز با آن حضرت ملاقات کرد و حتی امام زمان (عج) ، ایشان را در آغوش گرفت . ایشان کسی بود که با پیوستن خود به مذهب حقه ی تشیع و مناظره هایی که با یهودیان و سنی ها داشت ، باعث مسلمان شدن و شیعه شدن 4000 نفر شد . او حتی با تاثیر گذاری خود باعث شیعه شدن امام جمعه ی 80 ساله ی شهر مقدس مکه نیز شد . ایشان کسی بود که قبور مطهر حضرت مختار ثقفی و حضرت صالح و حضرت هود (سلام الله علیهم اجمعین) را کشف کرد . ایشان کسی بود که آنقدر در علم پیشرفت کردند که به او لقب " بحرالعلوم = دریای علم ها " را دادند . / ادامه ی این مطلب ، در #دیدگاه /
ایشان کسی بود که هر کسی از هر دین و مذهبی ، به ایشان احترام میگذاشتند و علاقه داشتند و حتی از محضرش درس ها و علم ها و بهره ها میگرفتند (به عنوان مثال حتی سنی ها نیز درس فقه خود را در نزد ایشان می آموختند و در درس فقه مذاهب چهار گانه ی اهل سنت ایشان در حجاز عربستان شرکت میکردند) . ایشان کسی بود که در ادبیات و اخلاق ، بی نظیر بود .
مثه دیشب از خستگی خابش میبره و دیگه نای ِ بیدار موندن نداره تا اول تو رو مثه نی نیا خاب کنه و بعد خودش بخابه ... ساعت 2 نیمه شب دلت بگیره و مجبور شی بیدارش کنی... بگه : چیه عسلم؟ تو هم بگی دلم گرفته... بعد بگه میخای بزنیم به خیابون؟ ببرمت تاب بازی کنی؟ ببرتت تاب بازی... همه خابن و سکوت ... بعد بیای خونه باز دلت گرفته باشه ... بگه میخای نقاشی بکشیم دلت باز شه؟ بعد برداره خط چشمتو رژ لبتو باش رو انگشتای دستات آدمک بکشه ... بعد بگه چشاتو ببند رو آینه عکستو بکشم... تو هم چشاتُ ببندی ُ باز که کردی ببینی عکس یه فرشته کوچولو رو کشیده ... اونوقت میخای واسش جوووووون بدی ... : X
بعضی وقتها اینترنت قطع می شود و #پیامی که باید برسد نمی رسد ... بعضی وقتها خط ها اتصالی پیدا می کنند و #صدایی که باید برسد نمی رسد ... بعضی وقتها همدیگر را گم می کنند و #حرفی که باید زده شود، نمی شود ... بعضی وقتها تا آزمایش هم پیش می روند اما خون شان به هم نمی خورد ... خلاصه بعضی وقتها #قسمت نیست ... انگار به غیر از آن دو نفر، نفر ِ سومی هم هست که آخرش حرف حرف ِ او می شود ... و من و تویی که تَهَش را نمی دانیم چه بهتر که بسپاریم به خودش ...