دیدی که رسوا شد دلم، غرق تمنا شد دلم
دیدی که من با این دل بی آرزو عاشق شدم
با آن همه آزادگی، بر زلف او عاشق شدم ای وای اگر صیاد من، غافل شود از یاد من، قدرم نداند
فریاد اگر از کوی خود، وز رشتهی گیسوی خود، بازم رهاند
در پیش بی دردان چرا، فریاد بیحاصل کنم
گر شکوهای دارم ز دل، با یار صاحبدل کنم
وای به دردی که #درمان ندارد
فتادم به راهی که #پایان ندارد
شنیدم بوی او، مستانه رفتم سوی او
تا چون غبار کوی او، در کوی جان منزل کند
وای ز دردی که درمان ندارد
فتادم به راهی که پایان ندارد
دیدی که رسوا شد دلم، غرق تمنا شد دلم
دیدی که در گرداب غم، از فتنهی گردون رهی
افتادم و سرگشته چون، امواج دریا شد دلم
دیدی که رسوا شد دلم، غرق تمنا شد دلم
آهای تلنــــــگری های من ب خـــــدا اگه ی بار تلنگر نزنید من میدونمو حلق شماها پروفایلاتونو چک کردم چیزه بی ادبی مشاهده نشـــد لایکتونم کردم تلنگرم زدم خیلی میخوامتوون مـــــــــراقب خودتون باشید من ارتشی ام امروزم روز منه
آنکه به حریم تو وارد می شود
13 سال و 5 ماه و 1 روز و 19 ساعت قبلآنکه تو اورا عشق نامیده ای
دوستت دارم هایش را زود باور نکن
تنت حریم توست
شاید معشوقه ات همان دزدی باشد که در حریم ِ تو ..تمامِ تو را به تاراج می برد...