اینــــــــــم کیک ِ تولد ِ ما که به واسطه ی یه راننده ی خیلی خیلی ماهــــر قسمت هاییش به فنــــا رفت...تازشم من اصن نمیخواستم ستــارم اینجور بشه...ولی بی سلیقه ها بلد نبودن درست نقاشیش کنن...
بعضی وقتا سکوت میکنی
چون واقعا” حرفی واسه گفتن نداری…
بعضی وقتا سکوت یه اعتراضه …
بعضی وقتا هم انتظار…
اما بیشتر وقتا سکوت واسه اینه که
هیچ کلمه ای نمیتونه
غمی که تو وجودت داری رو توصیف کنه...
بودا به دهی سفر كرد ...
زنی كه مجذوب سخنان او شده بود از بودا خواست تا مهمان وی باشد.
بودا پذیرفت و مهیای رفتن به خانهی زن شد.
كدخدای دهكده هراسان خود را به بودا رسانید و گفت : این زن، هرزه است به خانهی او نروید !
بودا به كدخدا گفت : یكی از دستانت را به من بده !!!
كدخدا تعجب كرد و یكی از دستانش را در دستان بودا گذاشت.
آنگاه بودا گفت : حالا كف بزن !!!
كدخدا بیشتر تعجب كرد و گفت: هیچ كس نمیتواند با یك دست كف بزند ؟!!
بودا لبخندی زد و پاسخ داد : هیچ زنی نیز نمی تواند به تنهایی بد و هرزه باشد، مگر این كه مردان دهكده نیز هرزه باشند.
50% قضیه حله
13 سال و 5 ماه و 1 روز و 9 ساعت و 11 دقيقه قبل
13 سال و 5 ماه و 1 روز و 9 ساعت و 8 دقيقه قبل