†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
سکوت رادوست دارم وقتی کلامم، نمی گنجد در فریاد...!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
میگویند باران که میزند بوی “خاک” بلند می شود … اما اینجا باران که میزند بوی “خاطره ها” بلند میشود !
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
ستــــاره ها نـــهفتم
در آســــــــــمان ابــــری
دلــــــــــم گرفته ای دوســــــت...
هــــــــــــــوای گـــــــــریه با مــــــن
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
هر کس روشنی دهد، عاقبتش دار است!!! سقف خانه را ببین... اعدام دسته جمعی چراغ هاست!!!!
بازی با کلمات و دِل واژه ...
تو بگو من کجای زندگیت بودم که منو نمیبینی...
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
از حقیقت های زندگی سرشارم و از تلخی لبریز!!!
کاش، یا حقایق زندگی ام کم بود...
یا...
حقیقت کمی شیرین!!!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
حوا سیب خورد
از بهشت راندیش
خدابا چه کنم که مرا هم از زمینت برانی؟
خستم از قلب سنگی آدمات
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
بهترین شعر مرا قاب کن و پشت نگاهت بگذار تا که تنهایی ات از دیدن آن جا بخورد و بفهمد که دل من با توست در همین یک قدمی
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
زمـآن هیـج دردی را دوآ نکــرد.. این مَن بودَم که به مــرور زمـآن عـآدت کردم.. و بـآ این هـَمه، چهـ اجبـآر سخـتی اســت،خــَنده... و بـآور کنیــد که مـَن خوشحـالــَم!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
چند سال پیش ...
وقتی كه تركم می كردی ؛
گفتی كه از یاد ببرم ؛ هر آن چه بین مان بود
.........
و من نیز اسمت را
بر در و دیوار نوشتم
تا خاطرم باشد كه باید ...
فراموشت كنم !
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
من از شروع شدن بیشتر از پایان می ترسم حالا تو اسمش را هر چه گذاشتی بگذار!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
در یک آشنایی دوستانه دست دادیم
تو فقط دست دادی اما من همه
چیزم را از دست دادم!!!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
جای خالی صدای معلم در کلاس می پیچد ...... جاهای خالی را با کلمات زیر پر کنید و من هنوز نمیدانم جای خالی تو را چه چیز پر خواهد کرد ؟
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
شبها وقتی می خوای بخوابی
میبینی كسیو نداری !!!
كه بهت فكر كنه!!
اینجاست كه :...
میفهمی برخلاف شلوغیه درونت,
...
چقدرتنهایی!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
خـــیآلــت رآ بــآ هیــچ چیــــز عــوض نـمــے ڪنـҐ ...
حــــــتــے بــــآ خــــودت ...
لــــآاقــل مــےבآنــҐ پیـــشـҐ مــےنشیـنـב ...
بــﮧ בلــــتنگـیـҐ گــوش مــے ســپآرב ...
خــستـﮧ نـمــےشــوב ... نـمــےروב
غمی به دل دارم...
13 سال و 17 روز و 10 ساعت و 57 دقيقه قبلکه با فریاد هم نمیشنود کسی صدایم...
فریاد سکوت سرب بود
13 سال و 13 روز و 15 ساعت و 44 دقيقه قبلدر آخرین نفس
بی تو باران هم نمی آید
تا مبادا شیشه ی
بغضم بشکند
تا کمی آسوده نفسم را
چاق کنم
بـرای شکستـن سکـوتـ دلِ شکستـه ام
13 سال و 9 روز و 23 ساعت و 2 دقيقه قبلفـریــــــــــادی سـربی می بـاید
برای سکوتت در خونه بازه
13 سال و 9 روز و 5 ساعت و 4 دقيقه قبلبرای شکستم راه درازه
تو بودی که با لبخندت شاد بودم
تو رفتیه و حالا سکوته که شاده
سکـوت شُـد جـواب دلشکستـگی...
12 سال و 11 ماه و 28 روز و 16 ساعت و 52 دقيقه قبلمگـو از راهِ دراز کـه خستـه ی روزگـار را نیست پای رفتـن ...
نمی شناسم شادی را...خنده را...
از بس سکوت تلخ روزگـار نوش کردم ...!!