†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
سکوت رادوست دارم وقتی کلامم، نمی گنجد در فریاد...!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
آنکه رخسار ترا رنگ گل و نسرین داد /صبر و آرام تواند به من مسکین داد
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
آخـــــرین تماشایت را پلک نخواهـــم زد
مبــــادا تصویرت در چشمانـــم آواره گردد !
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
روی قبرم بنويسيد کبوتر شد و رفت/ زير باران غزلی خواند دلش تر شد و رفت
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
تا مرا عشق تو تعلیم سخن گفتن داد /خلق را ورد زبان مدحت و تحسین من است
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
يه عادته براي تو پرنده ي نگاه من /اسيره در هواي تو چرا تو که خود مني
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
خدایا میوه ی ممنوعه ی این زمین خاکی روی کدام درخت در انتظار دندان های حریص من است؟ هوس کرده ام از زمین اخراجم کنی!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
مهدیا خانه صبر ز هجران تو گردید خراب/ دگر بس است جدایی خدا کند که بیایی
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
تو غربت نگاه تو که با نگاهم آشناست/ يه دنيا حرف گفتني ست ولي لب تو بي صداست
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
دریاچه دل پاک و نجیبی دارد/ بنگر که چه حالت غریبی دارد
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار /کار ملک است آنکه تدبیر و تامل بایدش
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
دلم عاشق شدن اصلا بلد نيست/اگر عاشق شدم تقصير چشمت
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
سحر گاه در چمن خوشــرنگ شد گل/ نگـــاهش كـــردم و دلتنگ شـد گـــل
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
بیـ تکلمـ
تکرآر گآمـ تو رآ
پلکـ میـ زنمـ
نزدیکـ تر بیآ
کهـ از عشقـ بهـ تو نزدیکـ تر
منمـ
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
رهـــــا كردى غم بى رنگى ام را / دل ساحل نشين سنگــى ام را
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
دنیایم سرشار از غم است دل از خود فارغ است
غمی به دل دارم...
13 سال و 17 روز و 12 ساعت و 18 دقيقه قبلکه با فریاد هم نمیشنود کسی صدایم...
فریاد سکوت سرب بود
13 سال و 13 روز و 17 ساعت و 5 دقيقه قبلدر آخرین نفس
بی تو باران هم نمی آید
تا مبادا شیشه ی
بغضم بشکند
تا کمی آسوده نفسم را
چاق کنم
بـرای شکستـن سکـوتـ دلِ شکستـه ام
13 سال و 10 روز و 23 دقيقه قبلفـریــــــــــادی سـربی می بـاید
برای سکوتت در خونه بازه
13 سال و 9 روز و 6 ساعت و 25 دقيقه قبلبرای شکستم راه درازه
تو بودی که با لبخندت شاد بودم
تو رفتیه و حالا سکوته که شاده
سکـوت شُـد جـواب دلشکستـگی...
12 سال و 11 ماه و 28 روز و 18 ساعت و 14 دقيقه قبلمگـو از راهِ دراز کـه خستـه ی روزگـار را نیست پای رفتـن ...
نمی شناسم شادی را...خنده را...
از بس سکوت تلخ روزگـار نوش کردم ...!!