†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
سکوت رادوست دارم وقتی کلامم، نمی گنجد در فریاد...!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
همــه ی مـــا فقــط حســـرت بــی پــایــان یــــک اتفــــاق ســـاده ایـــم کــــه جهــــان را بـــی جهــــــت ، یــــک جــــور عجیبــــی جــــدی گرفتـــــه ایــــم … !
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
مـ ـی دانم! کــ ــار داری! سـ ـَرَت شــ ـلوغ است! مـ ـی دانم! اما اینکـ ــه موقع خـ ــواب... روی تخـــتت... چند ثانیه... فقط لحـ ـظه ای بــه ذهــتنت خــ ـطور کند... کــ ـه یکـ ــ جـ ـایی...کـــ ـسی... روی تخـ ــتش... موقع خــوابــ ـش... برای "تــ ـو" اشـ ــک مـــ ـی ریزد! همین هـ ـم بـ ـرای مــ ـن کـ ــا[!]ت...
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
پرواز مى خواهم...! ! ! اما... پر و بال نه!!! ... يک تکه طناب کافيست براى پريدن!!!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
خالی ام.... حرفی نیست..... حرفم این است........ خالی چطور این قدر "درد"می کند.....!!!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
شاید بزرگترین اشتباه خداوند این بود که روی جعبه هایمان ننوشتـــــــــ : " در آغوش گرم نگهـــداری شود"
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
چه دوســـــتی پاکی دارند کفـــــش ها .. هرکدام که گـــــم شود ، آن یکی را ، آواره ی خــــودش می کند .
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
نکرده اشک منت رفع سوء ظن . چه کنم ؟/ تو بد گمانی و ما را جز این گواهی نیست .
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
یوسف که در جمال ندارد کسی نظیر /رویش صفا ز اشک زلیخا گرفته قرض
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
هم دعا کن گره از کار تو بگشايد عشق /هم دعا کن گره تازه نيافزايد عشق
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
روی زمــیــنــی زنـدگـی مـی کــنــیــم کهـ خــودش رو " جــــو " گرفتهـ ! دیگهــ تــکـلـیـفــ آدمـــاش مــعــلـومهــ ....!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
زان روی که بر کس اعتمادی بنماند /از همرهی سایۀ خود می ترسم
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
هر کاری که می کنیم بی سرانجام است لعنت هر راهی که می رویم منتهی به دام است لعنت برسردر عشق و دوستی باید حک کرد بر هر چی رفیق بی مرام است لعنت
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
کاش وقتهایی که دلم را شکستند... تکه هایش را جمع میکردم !!!! که حالا نگویند: دل نداری
غمی به دل دارم...
13 سال و 17 روز و 12 ساعت و 19 دقيقه قبلکه با فریاد هم نمیشنود کسی صدایم...
فریاد سکوت سرب بود
13 سال و 13 روز و 17 ساعت و 5 دقيقه قبلدر آخرین نفس
بی تو باران هم نمی آید
تا مبادا شیشه ی
بغضم بشکند
تا کمی آسوده نفسم را
چاق کنم
بـرای شکستـن سکـوتـ دلِ شکستـه ام
13 سال و 10 روز و 24 دقيقه قبلفـریــــــــــادی سـربی می بـاید
برای سکوتت در خونه بازه
13 سال و 9 روز و 6 ساعت و 25 دقيقه قبلبرای شکستم راه درازه
تو بودی که با لبخندت شاد بودم
تو رفتیه و حالا سکوته که شاده
سکـوت شُـد جـواب دلشکستـگی...
12 سال و 11 ماه و 28 روز و 18 ساعت و 14 دقيقه قبلمگـو از راهِ دراز کـه خستـه ی روزگـار را نیست پای رفتـن ...
نمی شناسم شادی را...خنده را...
از بس سکوت تلخ روزگـار نوش کردم ...!!