تا مقصد عشاق رهی دور و دراز است یک منزل از آن بادیهی عشق مجاز است در عشق اگر بادیهای چند کنی طی بینی که در این ره چه نشیب و چه فراز است... @†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
این سكوت را دوست دارم این سكوت مجازی از پشت صفحه مانیتور را این آواتار های مجازی را این نقابهای خیالی و رنگین را چرا كه هر چقدر هم كه نقاب باشند ولی آن چیزی هستند كه صاحبش دلش میخواهد آن گونه باشد !!!! یك نقاب بی ریا ! یك سكوت پر از حرف !
زندگی میارزد به یک دوست خوب. حتی مجازی ...میارزد به اینکه کسی را داشته باشی و بدانی که هرچند دور اگر بخواهی هست، نزدیک است. اگر نیاز داشته باشی که باشد، هست. تا آخر آخرش. میارزد زندگی کنی وقتی فقط بدانی که کسی را داری که پشتیبانات است، گوش شنوا و زبان لال حرف دلت است. زندگی هر قدر هم که بیرنگ و کوفتی و کسالت بار باشد، هر قدر که مهوع و ناخوشایند و دشوار باشد، باز هم میارزد که زندگی کنی.
الان آبجی #بارانم زنگ زده از #مشهد بهش میگم باران برای من چی میخری آبجی؟! میگه برات برف شادی میخرم که #شاد بشی و بخندی یعنی فکر کنین بچه دوساله چه زبونی داره بابا و مامان و آبجی بزرگم هم پشت تلفن از خنده مرده بودن . . .
هیچ وقت هیچ کاری را به خاطر کسی انجام نده و اگر انجام دادی حتما #خاطرش خیلی برایت #عزیز بوده پس با این #جمله خرابش نکن: من به خاطر #تو این کارُ انجام دادم . . .
عشق آمد خويش را گم كن عزيز قوتت را قوت مردم كن عزيز عشق يعني خويشتن را گم كني عشق يعني خويش را گندم كني عشق يعني خويشتن را نان كني مهرباني را چنين ارزان كني عشق يعني نان ده و از دين مپرس در مقام بخشش از آئين مپرس هركسي او را خدايش جان دهد آدمي بايد كه او را نان دهد @†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
غمی به دل دارم...
13 سال و 24 روز و 7 ساعت و 52 دقيقه قبلکه با فریاد هم نمیشنود کسی صدایم...
فریاد سکوت سرب بود
13 سال و 20 روز و 12 ساعت و 39 دقيقه قبلدر آخرین نفس
بی تو باران هم نمی آید
تا مبادا شیشه ی
بغضم بشکند
تا کمی آسوده نفسم را
چاق کنم
بـرای شکستـن سکـوتـ دلِ شکستـه ام
13 سال و 16 روز و 19 ساعت و 57 دقيقه قبلفـریــــــــــادی سـربی می بـاید
برای سکوتت در خونه بازه
13 سال و 16 روز و 1 ساعت و 58 دقيقه قبلبرای شکستم راه درازه
تو بودی که با لبخندت شاد بودم
تو رفتیه و حالا سکوته که شاده
سکـوت شُـد جـواب دلشکستـگی...
13 سال و 5 روز و 3 ساعت و 47 دقيقه قبلمگـو از راهِ دراز کـه خستـه ی روزگـار را نیست پای رفتـن ...
نمی شناسم شادی را...خنده را...
از بس سکوت تلخ روزگـار نوش کردم ...!!