نگین غروب ( جنگجوی خسته)
سرعت کمتر از dial upاینجا ایران است i love u#دنبالر
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
به سلامتی اونایی که به ظاهر آرومن ولی توی دلشون سونامی هست
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
من چو برف بودم او چو کوه ، برف آب شد به پای کوه و به جا ماند کوه........
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
نخست باید روح زن تصاحب شود تا خوشبخت باشد هیچ چیز برای یک زن تلخ تر از آن نیست که جسمش را بدون حس کردن نیازهای روحیش تصاحب کنند (دالان بهشت ، نازی صفوی )
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
زندگی پیچک وقتی به چیزی آویخت ، جدایی آن امکان پذیر نیست و اصلا حیات پیچک یعنی آویختن (دالان بهشت ، نازی صفوی )
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
طبال! بزن، بزن که نابود شدم بر " تار " غروب زندگي، " پود " شدم عمرم همه رفت، خفته در کوره ي مرگ آتش زده ، استخوان بي دود شدم "کارو
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
سلام من کمبود توجه دارم...!!!
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
دنبالر دیگه دنبالر ثابق نیست ؛ حق داشتن اونایی که حذف حساب کردن! منم دارم به این نتیجه میرسم که برم
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
برای پروانه شدن پیله ی دستان ِ تو کافی ست من را محکم تر در آغوش بگیر
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
بستنی قول و قرارهای امروزیست! زودتر از آنچه که فکرش را بکنید آب می شوند!
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
فرهاد جان تیشه را رها کن؛ کوه کندن بهانه است شیرین دلش با خسرو ست
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
میشود کمی لبخند به من هدیه کنید