نگین غروب ( جنگجوی خسته)
بیاین یه برنامه بذاریم آخرین جمعه سال و یک جا جمع بشیم دوره هم ولی واقعی نه مجازی....
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
همیشه چوب صداقتم رو خوردم ؛ اگه منم دو رو و دو دوزه باز باشم عزیز میشم!
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
امروز باز دلم بهانه تو را گرفت ، مانند کودکی که بهانه پدر مرده اش را بگیرد... آنقدر نق زد و زد و زد تا آخر سر یک سیلی آبدار زیر گوشش خواباندم... طفلک بهت کرده یک گوشه نشسته صدایش در نمی آید و فقط اشک میریزد..... طفلک دلم...
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
کدام را باور کنم؟آن حرف های دروغ را؛دوست داشتنم را؛نفرتم را؛تنهاییم را؛انتظار را.... آخ قلبم....
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
آها آقا!بوسیدن دست های خانمت نشانه ضعف شخصیتت تو نیست؛نشانه شعور و احساس توء
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
جمعه که باشد؛غروب هم که باشد؛دلتنگ هم که باشی؛تنها هم که باشی؛به مرز سکته خواهی رسید....
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
دیشب کمی با آسمان درد و دل کردم ! از صبح آنقدر باریده که نگرانش شدم...
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
این سنگینی روی قلبم دیگه داره از پا درم میاره
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
این روزها عاشق مردی شده ام که می گوید نگران من است.... راست میگوید ؟
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
بعد از تو انگشت فاحشه بودن به سویم نشانه رفته ، چه سرد است کمای بی تو بودن!!
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
یچیزی داره قلبم و میشکافه.... درد دارم!!

13 سال و 1 ماه و 19 روز و 21 ساعت و 49 دقيقه قبل