نگین غروب ( جنگجوی خسته)
شب و ابر و باران و باد / من و بغض و اشک و داد....
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
بهار نیا! من از آغاز دوباره تنهایی می ترسم....
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
امسالم کسی نیست بهم بگه عشقم چهارشنبه سوری نری جایی من نگرانت میشم....
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
این خواسته ام را هم میگذارم کنار دیگر آرزوهایم! باید به گورستان برم؛این گور پرشده برای باقی آرزوهایم باید گور دیگری تهییه کنم!
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
کاش شبی برسد که بدانم خوابت را نمیبینم؛ شاید آن روز اینقدر از بیداری نترسم
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
به کسی که باکره نیست نگو فاحشه! فاحشه هم خواب هزار و یک نفر است و او که باکره نیست هم خواب هزار و یک درد
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
امروز من بودم و کوه بود و سیگارم ؛ من از سیگارم کام میگرفتم و سیگارم از من ؛ و چه لذت بخش بود کوه تنهایی!!
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
کاش بدانی این روزها پرم از نیاز ؛ ولی خسته ام آغوش های هرز....
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
یه فیلم ساختن تلخ اونوقت در عرض پنج دقبقه کردنش گل و بلبل !! بله منم اگه قدرت ارغوان رو به دست بیارم میرم یه انتقام ملس میگیرم بعدش میرم عذر خواهی که بشه همه چی عالی.... بهله
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
من از همین تریبون بلند اعلام میکنم حاضرم با مردی عین آقای داوودی توی فیلم زمانه ازدواج کنم! خنده نداره پیدا کردین خبرم کنین
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
چه میگذرد این روزها بر من!؟ به دنبال عاشقانه هایم ؛ و گریزان از کسانی که میگویند دوستت دارم! چه گذشته بر من!؟
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
من که دیگر هیچ؛ بیا و این شمعدانی ها را آرم کن ؛ طفلی ها زرد شدند بس که انتظار کشیدند....