نگین غروب ( جنگجوی خسته)
تویی که به همه دخترها میگی آهن دوست... بیا من یکم باهات درد ودل دارم!!
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
برای تو مینویسم تا بدانی؛اگر صدای من در نیامد از زرنگی تو نبود؛جواب دل شکسته با خداست....
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
همیشه چوب صداقتم رو خوردم ؛ اگه منم دو رو و دو دوزه باز باشم عزیز میشم!
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
اسفند نیا! اگر تو تمام شوی و او نباشد ؛ من چطور به استقبال بهار بروم؟!
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
چه دردی دارم این شب ها ؛ که یادت در دلم باقی ولیکن جای تو خالی
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
دلم از آن دو نفره های دبش میخواهد کنار یک سینی چای داغ و دو نخ سیگار ملایم
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
زعفران خوبی به بار آمدم؛با وعده های دلنشین و شیرین آب....
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
امروز که روبالشتی رو دادم به بالشتم واسه روز ولنتاین طفلی بس که خوشحال شد نکشید تاروپودش از هم پکید
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
دور باش ولی نزدیک من از این نزدیک بودن های دور میترسم....
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
من از هفت سنگ میترسم... میترسم آنقدر سنگ روی سنگ بچینم تادیواری ما را ازهم بگیرد! بیا لی لی بازی کنیم تادر هر رفتنی دوباره برگردیم...
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
یادم باشد؛دیگر ماه هم بالای سر تنهای من نمینشیند
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
بزرگ ترین شوک دنیا وقتیه که از خواب پا میشم و میبینم تمام بودن هات خواب بود... تا چند دقیقه کلا لال میشم
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
چقدر تنهاییم این روزها ؛ چقدر بد که از بیشتر فاصله میگیریم و تو که این را میخوانی و عبور میکنی شاید نگاهی منتظر توست...
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
تاب بیاور فقط کمی سواراحساسمان میشوم یک هول محکم هری بریزد نبودن هایت! کاش بدانم کجایی....