نگین غروب ( جنگجوی خسته)
جمعه که تمام میشود دوگانه ام/شاد برای شروعی دوباره و غمگین برای پایانی دیگر
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
این روزهاحرف هایم به گوش کسی نمیرسد آنقدربغض روی بغض گذاشته ام که آخر دیواری از تنهایی مرا از آدم ها جدا کرد....
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
خدایا وقتی داشتی فرزند دختر می آفریدی خواهشا به مادرها و پدرها حالی کن این موجود آدمه اسیر نیست
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
فرهاد جان تیشه را رها کن؛ کوه کندن بهانه است شیرین دلش با خسرو ست
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
من از عشق میگویم و تو از بوسه/ من از بوسه میگویم و تو از آغوش/ من از آغوش میگویم و تو از بستر/ من از بستر میگویم و تو از سک س/ نه صبر کن،من دیگر نیستم افکار من مقدس است ؛لطفا خرابش نکن...
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
بیاین یه برنامه بذاریم آخرین جمعه سال و یک جا جمع بشیم دوره هم ولی واقعی نه مجازی....
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
من برایم مهم نیست امروز سیگار نکشیدم من برایم مهم نیست مشروب کم یاب می شود من برایم مهم نیست فلان خواننده امروز آهنگ روزش را به بازار فرستاده من نگران افکار روشن فکرانه و امل بختانه بعضی جماعت عجیب و غریبم که اسمی از تعالی در ذهنشان نیست...
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
به به چه جایه دبشی منم کتابداریشم ترم آخر
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
شب و ابر و باران و باد / من و بغض و اشک و داد....
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
بهار نیا! من از آغاز دوباره تنهایی می ترسم....
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
امسالم کسی نیست بهم بگه عشقم چهارشنبه سوری نری جایی من نگرانت میشم....