نگین غروب ( جنگجوی خسته)
دلتنگم ؛ همانند گنجشکی در قفس...
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
خود کرده را تدبیر نیست...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
منم و بازی روزگار و تلاش های واهی...
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
دنیایم با تو زیباست ؛ کمک کن ؛ نگذار دیگری خرابش کند(مخاطب خاص)
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
آزادی بیان و آزادی اندیشه / یافت مینشود ؛ جسته ایم ما....
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
اونایی که فکر میکنن درباره همه چیز باید نظر بدن ، بدون اینکه معنی چیزی رو بدونن حرفی رو به زبون می آرن....
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
تا هم فکر نشدی هم بستر نشو...
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
فاحشه مینامی مرا ، تا فراموش کنی هرزگی های خودت را...
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
بغضش را میخورد ؛ به نگاه ابریش کاری نداشته باشید ؛ نخواهد بارید...
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
توسط موبایل در
سیاوش قمیشی
من که با نگاه شیرین تو فرهاد شدم ، مگه این کافی نبود که من ومجنون کردی...
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
چهره نقاشی شده از شادی....
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
کفش های کهنه ، پاهای خسته و جاده ایی بی انتها....