بازی با کلمات و دِل واژه ...
مگر بدمیخواهم که میگویم مگذار ما بشود من و تو!؟
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
بی تابم ؛ چونان کودکی که مادرش را در بازار گم کرده...
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
احساس خواب آلودگی توام با گشنگی...
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
برام دعا کنید ؛ بیشتر از همیشه بهش احتیاج دارم...
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
اعتراف میکنم دیگه کم آوردم....
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
بهانه می آورم برای آغوشت اخر میدانی جلب توجه را که کنار بگذاری آغوشت را فراتر از هم خوابگی میخواهم.....
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
خیلی ولی نه همیشه..... از زندگی می ترسی؟
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
تنهایی..... دلتنگیت وبا چی رفع میکنی؟
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
دلم برای روزهای گرم توییت تنگ شده ، انگار دیگه اون دوستی فراموش شده....
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
سنگینی یک غم.... از درد و دلت پشیمون شدی؟
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
کسی صدای مرا ، شنیده آیا ؟ نشسته قایق من ، به گل خدایا....
بازی با کلمات و دِل واژه ...
دنیایم چون مه بی صدا و خیس....
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
دنبال یه دوست خوبم که بشه باهاش درد و دل کرد ، من تو یادش باشم ، نگرانم بشه وقتی نیستم ، حواسش بهم باشه...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
در این گل و بلبل یکی نیست بهش بگه؛ ای بابا اینقدر سمن دارم که یاسمن توش گمه...