نگین غروب ( جنگجوی خسته)
توسط موبایل در
برای مخاطب
کاش میتونستم بهت بفهونم تو فکر و ذهن من چی میگذره.؛کاش میدی اون چیزی که من میدیدم...
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
شاخ بازی در نیار ؛ من خودم شاهت کردم وگرنه تو سربازم نبودی...
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
به گمان آن کلاغ قصه ها من باشم با هیچ قصه ایی به منزلش نمیرسد...
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
شکستم ؛ بی صدا ؛ مهم نیست ! اگر تو بخواهی شهر را به آتش میکشم...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
تو ؛ آری تو! راضی نباش به راهی بروم که از آن بازگشتی به دنیا نیست....
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
غمگینم همچون آسمان ابری که اجازه باریدن ندارد ، دلگیرم از تو وتمام شهر که نگاهشان به من است تا ببارم...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
نه می توان فراموش کرد ساعاتی را که آهسته آهسته عشق را زیر گوشم زمزمه کردی و نه میتوان فراموش کرد روزهای نبودنت را....
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
مرا از کما بیرون نیاورد ؛ دنیایم عاشقانه هایم رانادیده میگیرد ؛ بی او سرد و سردم...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
یواش ؛ شکسته ، آرامتر نازنین ....
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
توسط موبایل در
برای مخاطب
میترسم حرفاشون درست از آب در بیاد...
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
وای خداباورم نمیشه ؛ همه اطرافیانم دارن بهم دروغ میگن... عزیزترین کسام بهم دروغ میگن.... وای خدا
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
توسط موبایل در
عاشقانه زیستن
من همه حرف هایی را که پشت سرت بود به "جان" خریدم ؛ تو ،همه من را به یک "حرف" فروختی(مخاطب خاص)
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
توسط موبایل در
برای مخاطب
بگو تمام حرفاشون دروغه ؛ بگو اون چیزی نیستی که دارن تو گوش من میگن...!؟ بگو پایداری !