نگین غروب ( جنگجوی خسته)
خسته نشدی بچه بس که پای این نشستی..... مادر دلم تنگ میشه خوب
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
دیگه تاری دید رو کم داشتم.....
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
توییت رو خیلی دوست داشتم....
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
گفتن سیگار نکش فشار بیشتری به رگ های مغزیت وارد میکنی .... ؟ گفتم نکشم فرقی داره به حالم..... بذار لذتش و ببرم!!
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
روزی می گفتم مجنون افسانه بود که جنون عشق او را کشت ، اکنون میبینم کار خودم به انتهای کار مجنون رسیده است....
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
فقط میخوام بدانم دوستم داری
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
ترسم از روزی است که دستی بگوید جهنم.....
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
تاب و توان میخواهد زندگی ای که تنها باشد
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
امروزم زنده ام ، چشمام باز شد تا سلام کنم ، شکر...... بچه ها سلام
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
تو برو سفر سلامت ؛ غم من نخور که دوریت برای من شده عادت!
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
تو که معنای عشقی به من معنا بده ای یار
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
هیچ در دست ندارم که به تو ارزه کنم ؛ چه کنم نیست هوایی که دلی تازه کنم
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
روزگار روح مرا پیش فروشی کرده؛ دل بیدار مرا پیر خموشی کرده
شهرام شکوهی
خیال کن روزگارم رو به راهه
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
دخل و خرجش به هم نمیخونه دیگه ؛ چی شد که اینجوری شد ؟