نگین غروب ( جنگجوی خسته)
سیگار میکشی؟ کام آخر را با من بکش ؛تلخ است مانند زندگیمان
بازی با کلمات و دِل واژه ...
یک نفر می آید؛و این قلب شکسته را با چسب زندگی بند میزند؛یک نفر می آید
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
دیگر برای نوشتن دیر شده دیگر تو را هم به دنیا پس داده ام....
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
توسط موبایل در
برای مخاطب
دل شده یک کاسه خون / به لبم داغ جنون / مرو با دیگری...(میخنده)
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
دوره گرفته ام با دلم؛غمگین میشود میخندم؛میخندد میرقصم ضایع میشود باز غمگین میشود باز من میخندم و این کل کل کماکان ادامه دارد....
بازی با کلمات و دِل واژه ...
یک شب که تو باشی برای من همان هزار شب است
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
چشمام شده کاسه خون ، پف کرده افتضاح ، سر درد دارم ناجور ، مغزم داره میترکه دارم خل میشم ، این کابوس دیگه خیلی طولانی شده
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
یک نفر بیاید و بگوید : نازنینم مبادا غصه بخوریا... من پشتتم
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
یکی با من حرف بزنه ، یکی به من یادآوری کنه که زندگی قشنگه .... !!!! قشنگه؟
بازی با کلمات و دِل واژه ...
راست بود رفتنت و من کودکانه ثانیه ها را برای انکارش میشمردم....
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
فقط از تو که نه .... از هر که شهوت پرست متنفرم.....
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
امشب به مرز بی تفاوتی رسیدم ، شاد باش موفق شدی ، سرد شدم....
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
سیگار توی دستم یجوری میلرزه که یه پکم نمیتونم ازش بگیرم ، چقدر درد داره سیگارمم مثل تو من و نمیخواد....