بازی با کلمات و دِل واژه ...
هوای خانه چه دلگیر می شود گاهی / از این زمانه دلم سیر می شود گاهی
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
نگاهم خیره مانده به جایی که خنجرت را فرو کردی؛راحت باش نه درد دارد نه خونریزی فقط کماست و سکوت.......(خودم)
بازی با کلمات و دِل واژه ...
یکی میمرد از درد بی نوایی ، یکی میگفت خانم زردک میخواهی.................؟؟!!
بازی با کلمات و دِل واژه ...
نگو......بگذار فکر کنم دوستم داشتی
هذيان با آيينه
آینه که دیگر دروغ نمیگوید؛میگوید؟چشم هایت گود رفته؛پیشانیت چروک افتاده؛افت کرده ای دختر.....
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
ینی فقط دلم میخواد برم یه گوشه بمیرم ینی
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
اصلا فکر نکن دلم شکست وقتی من و به یاد اون میبوسیدی ها.....!!!
بازی با کلمات و دِل واژه ...
هه دیگه اشکم واسه من ناز میکنه......
چه سخته
چه سخته تنهایی بغض کنی بعد یه لبخند بزنی به همه بگی از شادی نمیدونی باید چکارکنی.....
بازی با کلمات و دِل واژه ...
امان نمیدهد این بغض دلتنگیم را فریاد کنم....