nilufar
جان من هستی ولی از تن جدا افتاده ای /عرش رحمان از چه زیر دست و پا افتاده ای?! ... پیکرت را نیزه تقطیع هجائی کرده است/ حا و نون و یا و سینم ، جا به جا افتاده ای ....
nilufar
ای وای که شه بر زمین اوفتاده است / دشمن به روی سینه اش پا نهاده است / آسوده بود که حنجر شه را نمیبرد / آن حنجری را که فاطمه اش بوسه داده است.... در بین گرگها سر جسمش نزاع شد/ بر سینه اش نشست و نفسش انقطاع شد/ چون از قفا برید ، نه دستی زد و نه پا / با ضربه های دشنه قطع نخاع شد....
nilufar
اصلا حسین جنس غمش فرق می کند /این راه عشق پیچ و خمش فرق میکند/ اینجا گدا همیشه طلبکار می شود... /اینجا که آمدی کرمش فرق می کند /شاعر شدم برای سرودن برایشان.../ این خانواده محتشمش فرق می کند/ صد مرده زنده می شود از ذکر یا حسین.../ عیسای خانواده دمش فرق میکند /تنها نه اینکه جنس غمش جنس ماتمش هم فرق میکند...
nilufar
ناز این دلبر خوش چهره کشیدن دارد/ نمک عشق ِ اباالفضل چشیدن دارد/ تیغ کا[!]ت، ترنج از سرراهم بردار /مات یوسف شدن انگشت بریدن دارد /راضی ام! زلف بیفشان و زمین گیرم کن /صید تو ظرفیت درد کشیدن دارد /هروله سعی وصفا، یاد تو انداخت /مرا صحن بین الحرمین ست دویدن دارد/ حق بده، دست به سوی کمرش بُرد /حسین داغ تو داغ بزرگی ست،خمیدن دارد/ اضطراب حرم ازتشنگی مشک تو نیست /بی علمدارشدن، رنگ پریدن دارد /سربازار نباید به تو می خندیدند /جگر ِ گریه گریبان دریدن دارد /اشکهایت سرنی حرفِ دلِ زینب بود /مگراین چادر ِ پُر وصله خریدن دارد؟!
nilufar
من همچو اهو گریزانم از شکارچی نفسم خدای ضامن اهو به فریادم میرسی؟
nilufar
خدایا تو را غریب دیدم و غریبانه غریبت شدم ، تو را بخشنده پنداشتم و گنه کار شدم ، تو را وفادار دیدم و هر جا که رفتم باز گشتم ، تو را گرم دیدم و در سردترین لحظه ها به سراغت آمدم ، تو مرا چه دیدی که وفادار ماندی…؟؟
nilufar
كس پيش تو دم ز زور و بازو نزند/ كو آنكه برابر تو زانو نزند؟/ لب تشنه ز علقمه گذشتي/ آري دريا كه به رودخانه ها رو نزند...
nilufar
با سر پاک تو آنان که تجارت کردند /در دو دنیا به تو سوگند خسارت کردند/ اُف بر آن مردم بی رحم که در کرب و بلا /خنده کردند و به قتل تو نظارت کردند...
nilufar
سفت بستيدش به روي نيزه ها بازش كنيد دردش آمد اين زبان بسته كمي نازش كنيد...
nilufar
رفته صبر از کَفَم این حال نمیفهمم چیست /عمق این فاجعه صد سال نمیفهمم چیست/ در سرم هست از او طرح ِ سری خونآلود/ من که نقاشی و تمثال نمیفهمم چیست /درکَم از اوست همین قدر که شد ذبح ِ عظیم/ باقی ِ روضه يِ گودال نمیفهمم چیست /کشتن تشنهیِ زخمی عمل ِ سختی نیست/ بر سرش این همه جنجال نمیفهمم چیست!/ سر کجا رفته و انگشتر و انگشت کجاست؟ /بسمل کَنده پر و بال نمیفهمم چیست/ نحر ِ این سر که خودش جایزه دارد،/ دیگر غارتِ خیمه و اموال نمیفهمم چیست/ زره و خوود و سپر باز هم ارزش دارد /غارتِ چادر اطفال نمیفهمم چیست!!! /بین گودال و شلوغیش تنش خُرد شده /نعل آوردن و پامال نمیفهمم چیست....
nilufar
گُلی که رفته ای اما گلاب برگشتی /چو آب رفته ای و چون شراب برگشتی /روان شده بدنت بین ِ دست هایِ عمو/ بلند کردمت اما چو آب برگشتی /ستاره یِ حرمم بوده ای تو تا دیشب/ قَدَت کشیده شد و ماهتاب برگشتی...
nilufar
حتماً ز سینه قلب پدر کنده می شود/ وقتی که بر زمین پسر افکنده می شود/ افتد اگر خراش به یک ناخن پسر /پا تا سر پدر ز غم آکنده می شود/ ای وای از دل پدری که مقابلش /گلبرگهای دسته گلش کنده می شود/ بابا اگر که داغ جوان دید ، ای خدا /تسلیتش کجای جهان خنده می شود؟
nilufar
ارباً اربا بس كه گرديده تنت /ناتوانم من ز خيمه بردنت /بر مزار ِ خويش تا شمعت كنم /بايد از رويِ زمين جمعت كنم....
nilufar
اگر اندکی درنگ کنــــی، خواهی دید که امروز عاشـــــــــورا و ارض زیر پایت کربلاست، و حسیــن(ع) هنوز هم منتظـــــــــر لبیک توست تا دستت گیرد و کربلاییت کنــد...
nilufar
دو تا پرواز پیشه مثل جعفر بگو دو شیر بیشه عین حیدر برای پر زدن سبقت گرفته خداوندا برادر از برادر....