Jangal
گفت: احوالت چطور است؟... گفتمش: عالی است مثل حال گل!.... حال گل در چنگ چنگیز مغول
Jangal
نا گه ز كمين گه يكي سخت كماني// تيري ز قضا و قدر انداخت بر او راست
Jangal
نمیدانم کجاست دلم .... یعنی همه جا هست جز جایی که منم خدا مرگت بده دلم
Jangal
حاضرم همهی دنیا را ساکت کنم تا تو در آغوشم آرام بخوابی حالا تب تنت را ببوس روی تن من… ... عباس معروفی
Jangal
تا لشكر غمت نكند ملك دل خراب//جان عزيز خود به نوا مي فرستمت
Jangal
مرنجان دلم را كه اين مرغ وحشي // زبامي كه برخواست مشكل نشيند
Jangal
آشپزي سامان گلريز: ماهيتابه چدني دسيني رو مي گذاريد روي گاز پنج شعله سامسونگ که با ضمانت سام سرويس عرضه ميشه. کمي روغن لادن دوست تو و من رو بريزيد توش. يا اينکه مي تونيد از کره اطلس طلايي استفاده کنيد , دو تا هم تخم مرغ تلاونگ بندازيد داخلش. اگر در حين کار خسته شديد از ماساژور شاندرمن استفاده کنيد. همتون رو مي سپارم به خداي بزرگ و بيمه سينا و ايران و دانا
Jangal
مابدين در نه پي حشمت و جاه آمده ايم//از بد حادثه اينجا به پناه آمده ايم
Jangal
چقدر حرف هست و من فقط سکـــــــوت میکنم ! ... آمدنت را سکــــــــوت کردم ! داشتنت را سکــــــــــــوت کردم ! رفتنت را سکــــــــــوت کردم ! انتظار بازگشتت را هم ... ! حــــــــــــــــالا نوبت توست ... ! باید در سکــــــــــــــــوت به تماشا بنشینی ! سوختنـــــــــــــم را ... !!
Jangal
دلم برای تنهایی میسوزد چرا هیچکس او را دوست ندارد مگر او چه گناهی کرده که تنها شده جرم تنهایی چیست که هیچکس او را نمیخواهد دیشب تنهایی از اتاقم گذشت دنبالش دویدم ولی او رفته بود.تنهای تنها نیمه شب او را مرده کنار حوض خانه پیدا کردم از گریه چشمانش قرمز بود برایش گریستم آخر او از تنهایی مرده بود تنهایی مردو من تنها تر شدم
Jangal
دلم از وحشت زندان سكندر بگرفت//رخت بر بندم و تا ملك سليمان بروم
Jangal
یکی درد و یکی درمان پسندد// یکی وصل و یکی هجران پسندد// من از درمان و درد و وصل و هجران //پسندم آنچه را جانان پسندد
Jangal
یادش بخیر سال 88 این موقع تازه همایش تموم شده بود داشتیم خستگی در می کردیم ...فرشاد که باید یادش باشه شاید چند نفر دیگه هم خاطرشون هست...روزای خوب و پر تلاشی بود
Jangal
یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور//کلبه ی احزان شود روزی گلستان غم مخور
Jangal
تو مپندار كه مهر از دل محزون نرود//آتش عشق به جان افتد و بيرون نرود
ممنونم مریم عزیز... مثل همیشه خیلی خیلی لطف داری دیگه...
14 سال و 3 ماه و 9 روز و 22 ساعت و 48 دقيقه قبل
13 سال و 5 ماه و 7 روز و 2 ساعت و 14 دقيقه قبل10 ماه قـــــــــــــــــــــــبـــــــــــــــــــــل
13 سال و 5 ماه و 7 روز و 2 ساعت و 1 دقيقه قبلخیلی دوس دارم این ُ
13 سال و 5 ماه و 7 روز و 1 ساعت و 52 دقيقه قبلمنم
13 سال و 5 ماه و 7 روز و 1 ساعت و 50 دقيقه قبل