Jangal
گفت: احوالت چطور است؟... گفتمش: عالی است مثل حال گل!.... حال گل در چنگ چنگیز مغول
Jangal
دل مي رود ز دستم صاحب دلان خدارا//دردا كه راز پنهان خواهد شد آشكارا
Jangal
همین که دستت را در دستانم گذاشتی ، همین که پا به پای من تا اینجا آمدی نشان دادی که مرا دوست داری.
Jangal
يادمان باشد سر سجاده ي عشق//جز براي دل محبوب دعايي نكنيم
Jangal
زنها به خاطر زیبا بودنشان دوست داشتنی نمیشوند، بلکه اگر دوست داشتنی باشند، زیبا به نظر میرسند.
Jangal
ياري اندر كس نمي بينم ياران را چه شد//دوستي كي آخر آمد دوستداران را چه شد
Jangal
عشق های رُژ لب گرفته ! دیگر صفای عشق های کهن را ندارد حتی مرا به سقف اتاق هم نمی رساند چه برسد به آسمان ها
Jangal
نوگلي كو كه شوم بلبل دستان سازش//سازم اين تازه جوانان چمن ممتازش
Jangal
خدايا من هرگز نگويمت بيا دست من بگير.عمريست گرفته اي مبادا رها كني
Jangal
من اگر كامروا گشتم و خوشدل چه عجب //مستحق بودم و اينها به ذكاتم دادند
Jangal
روزي از راه آمدم اينجا، ساعتش را درست يادم نيست// ديدم انگار دوستت دارم، علّتش را درست يادم نيست// چشم من از همان نگاه نخست، با تو احساس آشنايي كرد// خنده اَت حالت عجيبي داشت، حالتش را درست يادم نيست// زير چشمي نگاه ميكردم ،صورتت را و در خيال خودم// مي زدم بوسه بر كنار لبت، لذّتش را درست يادم نيست// آن شب از فكر تو ميان نماز، بين آيات سورۀ توحيد// لَم يَلِد را يَلِد ولَم خواندم ، ركعتش را درست يادم نيست// باورش سخت بود و نا ممكن ، كه دلم بوي عاشقي مي داد// پيش از اين او هميشه تنها بود، مدّتش را درست يادم نيست// مانده بود از تمام خاطره ها، يك نفر در ميان آئينه // اسم او مهرداد بود اما شهرتش را درست يادم نيست// خواب تو، خواب هر شبم شده بود، راه تعبير آن سرودن شعر// يك غريبه هميشه پيش تو بود، صورتش را درست يادم نيست// عادت عشق دل شكستن بود، و مرا عاشق نگاه تو كرد // واقعاً او چه خوب مي دانست ،عادتش را درست يادم نيست// عاقبت مرد بين آئينه، بي خبر رفت و در شبي گم شد// چون لياقت نداشت يا اينكه، جرأتش را، درست يادم نيست // مهرداد بابایی
Jangal
الاکلنگ را دوست ندارم که شرط بالا رفتن من ، پایین آمدن تو بود بیا روی تابی دو نفره بنشینیم
Jangal
بر روی بوم زندگی هر چیز میخواهی بکش.....................زیباو زشتش پای توست تقدیر را باور نکن/تصویر اگر زیبا نبود....................نقاش خوبی نیستی/از نو دوباره رسم کن............تصویر را باور نکن/خالق تو را شاد آفرید............آزاد آزاد آفرید/پرواز کن تا آرزو.............زنجیر را باور نکن
Jangal
ســـــــــاکت !. آهستــــه بروید ! .. ............ آهستــــه بیایید . ...اینجا وجــــــــــدان ها همه خـــــــــوابند ...
ممنونم مریم عزیز... مثل همیشه خیلی خیلی لطف داری دیگه...
14 سال و 3 ماه و 9 روز و 22 ساعت و 48 دقيقه قبل
13 سال و 5 ماه و 7 روز و 2 ساعت و 14 دقيقه قبل10 ماه قـــــــــــــــــــــــبـــــــــــــــــــــل
13 سال و 5 ماه و 7 روز و 2 ساعت و 1 دقيقه قبلخیلی دوس دارم این ُ
13 سال و 5 ماه و 7 روز و 1 ساعت و 52 دقيقه قبلمنم
13 سال و 5 ماه و 7 روز و 1 ساعت و 50 دقيقه قبل