Jangal
گفت: احوالت چطور است؟... گفتمش: عالی است مثل حال گل!.... حال گل در چنگ چنگیز مغول
Jangal
یه بار با دوستان تو یکی از مناطق خیلی محروم کشور در حال بازدید و جمع آوری اطلاعات بودیم که تیم 6 نفره ی ما به 3تیم 2 نفره تبدیل شد و تو روستاهای مختلف پراکنده شدیم. یکی از روستا ها که محروم ترین روستای منطقه هم بود ماله من و دوستمون بود که خانم بودن و دانشجوی پزشکی. خلاصه سرتون رو درد نیارم این روستا از نظر ما محروم بود ولی خو ما روستا های محروم تر هم زیاد دیده بودیم... وقتی داشتیم با یکی از اعضای شورای اونجا صحبت میکردیم ایشون خیلی تاکید داشتن که اینجا آخر دنیاس و از اینجا محروم تر دیگه نیست و بهداشت نداریم و از این حرفا... تو همین موقع که مشغول سوال پرسیدن و جمع آوری آمارمون بودیم این خانوم دکتر همراه ما از شرایط خانوم های باردار منطقه و این که پزشک سر میزنه اینجا یا نه سوال کرد. که ایشون در جواب برای این که ما به عمق محرومیت پی ببریم گفت نه خانوم دکتر اینجا خیلی اوضاع خرابه اطلاعات نیست بهداشت نیست، الان خود من و ببین 4تا بچه دارم هیچکدومم نمی خواستم. بهداشت نیست ، دیگه من نمونش، با چهار تا بچه همه هم از روی بی اطلاعی ... حالا ما هِی در و دیوارو نگاه میکنیم و ایشون...
ممنونم مریم عزیز... مثل همیشه خیلی خیلی لطف داری دیگه...
14 سال و 3 ماه و 9 روز و 6 ساعت و 46 دقيقه قبل
13 سال و 5 ماه و 6 روز و 10 ساعت و 12 دقيقه قبل10 ماه قـــــــــــــــــــــــبـــــــــــــــــــــل
13 سال و 5 ماه و 6 روز و 10 ساعت قبلخیلی دوس دارم این ُ
13 سال و 5 ماه و 6 روز و 9 ساعت و 51 دقيقه قبلمنم
13 سال و 5 ماه و 6 روز و 9 ساعت و 48 دقيقه قبل