دوست دارم بدونم ، این دوستان عزیز، کامران و هومن چی فکر میکردن که همچین ویدئویی منتشر کردن؟... نه واقعا چی فکر کردن اینا ... احه این چی بوووووووووووووووود... خدایی دمشون گرم بساط خنده ی ما رو فراهم میکنن
حمیده من قبلا دنبالت کردم... دیگه نیمتونم دوباره دنبالت کنم
ببین تا وقتی تو کسی رو دنبال نکنی دیگران پست های تو رو نمیبینن، وقتی دنبالشون کردی یه درخواست براشون میره یا تو پروفالشون میبنن، اون موقع متوجه بودنت میشن...
گرو کشی نیست ولی خو اول باس بدونن هستی که دنبالت کنن دیگه
پس دیدگاه بذار زیر پستا ، افرادی که زیر لایکا هستن رو برو پروفایلشون، سر بزن تا قاطی بشی باهاشون
@آناهیتا تولدت مبارک انای عزیز... از اون اولین دنبالری هایی که باهاش صمیمی شدم، عجب خاطراتی رفت، چه روزایی بود... چه شادیایی، چه غم هایی، چه غصه هایی، چه #غذا های نخورده ای، چه حرفای نگفته ای... والبته چه روزایی که هنوز نیومده، چه غذایی که تیم غذا با هم نخوردن و چه جاهایی رو که دوستای دنبالری با هم نگشتن... برات یه عالمه آرزوی زنگُ وارنگ، مثل همون #نی-نی ها ارزو میکنم... امیدوارم امسال شووَر کنی ، بد شووَرت نذاره بیای نت ، غصه بخوری ما بهت بخندیم
روباه و زاغ شمالی(2013) : زاغکی، بیجار کول سر، شور کولی میخورد!... روبهی آمد و گفت: سفید لاکوی چطوری!؟... چه بالی ، چه دمی! تی جانه قوربان! تی صدای قوربان، ایپچه مِرِه بخوان!... زاغ شور کولی را زیر بغل گرفت و گفت: تی غلطَ بوکون،من کلاس دومم،تخته سر تره بنم...
ببین این فقط به یه صورت در میاد، اونم این که یکی از حاضرین بگه... منم همون جا یه تهدیدی انجام دادم که دوستان هم میدونن چی بود... و دیگه همه رو به خداوند بزرگ میسپارم
ممنونم مریم عزیز... مثل همیشه خیلی خیلی لطف داری دیگه...
14 سال و 3 ماه و 8 روز و 2 ساعت و 14 دقيقه قبل
13 سال و 5 ماه و 5 روز و 5 ساعت و 40 دقيقه قبل10 ماه قـــــــــــــــــــــــبـــــــــــــــــــــل
13 سال و 5 ماه و 5 روز و 5 ساعت و 27 دقيقه قبلخیلی دوس دارم این ُ
13 سال و 5 ماه و 5 روز و 5 ساعت و 18 دقيقه قبلمنم
13 سال و 5 ماه و 5 روز و 5 ساعت و 16 دقيقه قبل