Jangal
گفت: احوالت چطور است؟... گفتمش: عالی است مثل حال گل!.... حال گل در چنگ چنگیز مغول
Jangal
پیش بیا! پیش بیا! پیشتر !... تا که بگویم غم دل بیشتر... دوستترت دارم از هرچه دوست... ای تو به من از خود من خویشتر... دوستتر از آن که بگویم چهقدر... بیشتر از بیشتر از بیشتر ...
Jangal
امروز یکی از رفیقای قدیمیمُ دیدم... تازه ازدواج کردِ... باز کرده بنای درد و دل رو... که اره این مشکل هست، اون مشکل هست... فقط باس بهش میگفتم همینه دیگه، زندگی همینه... همه همینجوری ان... بعد برگشته بهم میگه پس چرا خواهر من اینجوری نیست... اونم با من ازدواج کرد دیگه... تو دلم میگم آخه رفیق من اون موقع که بهت میگفتم عجله نکن، میگم اینا آتیش عشقه ، میگفتی «نه... اون دفعه قیل بود که عاشق بودم حالیم نبود»... خلاصه هیچی کلی دلم براش سوخت...
Jangal
توسط پیامک
این که چقدر زمان داری مهم نیست، چگونه میگذرانی مهم است.
Jangal
مرد ماهیگیر... طعمه هایش را به دریا ریخت... شادمان برگشت... در میان تور خالی... مرگ تنها دست و پا می زد...
Jangal
حالا من امشب اینهمه کار دارم... صبحم کلاس دارم... اعصابمم که اوضاش توپه توپه...
ممنونم مریم عزیز... مثل همیشه خیلی خیلی لطف داری دیگه...
14 سال و 3 ماه و 10 روز و 7 ساعت و 3 دقيقه قبل
13 سال و 5 ماه و 7 روز و 10 ساعت و 29 دقيقه قبل10 ماه قـــــــــــــــــــــــبـــــــــــــــــــــل
13 سال و 5 ماه و 7 روز و 10 ساعت و 17 دقيقه قبلخیلی دوس دارم این ُ
13 سال و 5 ماه و 7 روز و 10 ساعت و 8 دقيقه قبلمنم
13 سال و 5 ماه و 7 روز و 10 ساعت و 5 دقيقه قبل