دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Jangal

خیلی محرمانه درباره »
Jangal
مرد - متاهل
امتیاز: 11691

دنبال‌شدگان

(1387 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1049 کاربر)

گروه‌ها

(206 گروه)

بازدید

Jangal
Jangal

گفت: احوالت چطور است؟... گفتمش: عالی است مثل حال گل!.... حال گل در چنگ چنگیز مغول

Jangal
Jangal
در مشاعره

ديده از ديدار خوبان برگرفتن مشكل است//هر كه ما را اين نصيحت مي كند بي حاصل است

Jangal
Jangal
در مشاعره

در دل ما حرص آلايش فزود//نيت پاكان چرا آلوده بود

Jangal
Jangal
در مشاعره

آن كس كه نداند و نداند كه نداند//در جهل مركب عبدالدهر بماند

Jangal
Jangal
در مشاعره

اي دير به دست آمده بس زود برفتي//آتش زدي اندر من و چون دود برفتي

Jangal
Jangal
در مشاعره

رشته اي بر گردنم افكنده دوست//مي كشد هر جا كه خاطر خواه اوست

Jangal
Jangal
در مشاعره

همه عمر برندارم سر از این خمار مستی// که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی

Jangal
Jangal
در مشاعره

قاصدك قاصدک هان چه خبر آوردي ؟ از کجا وز که خبر آوردي ؟ خوش خبر باشي اما اما گرد بام و بر من بي ثمر مي گردي

Jangal
Jangal
در مشاعره

هزار جهد بكردم كه سر عشق بپوشم//نبود برسرآتش ميسرم كه نجوشم

Jangal
Jangal
در مشاعره

دل مي رود ز دستم صاحب دلان خدارا//دردا كه راز پنهان خواهد شد آشكارا

Jangal
Jangal
در مشاعره

يادمان باشد سر سجاده ي عشق//جز براي دل محبوب دعايي نكنيم

Jangal
Jangal
در مشاعره

ياري اندر كس نمي بينم ياران را چه شد//دوستي كي آخر آمد دوستداران را چه شد

Jangal
Jangal
در مشاعره

نوگلي كو كه شوم بلبل دستان سازش//سازم اين تازه جوانان چمن ممتازش

Jangal
Jangal
در مشاعره

من اگر كامروا گشتم و خوشدل چه عجب //مستحق بودم و اينها به ذكاتم دادند

Jangal
Jangal

روزي از راه آمدم اينجا، ساعتش را درست يادم نيست// ديدم انگار دوستت دارم، علّتش را درست يادم نيست// چشم من از همان نگاه نخست، با تو احساس آشنايي كرد// خنده اَت حالت عجيبي داشت، حالتش را درست يادم نيست// زير چشمي نگاه ميكردم ،صورتت را و در خيال خودم// مي زدم بوسه بر كنار لبت، لذّتش را درست يادم نيست// آن شب از فكر تو ميان نماز، بين آيات سورۀ توحيد// لَم يَلِد را يَلِد ولَم خواندم ، ركعتش را درست يادم نيست// باورش سخت بود و نا ممكن ، كه دلم بوي عاشقي مي داد// پيش از اين او هميشه تنها بود، مدّتش را درست يادم نيست// مانده بود از تمام خاطره ها، يك نفر در ميان آئينه // اسم او مهرداد بود اما شهرتش را درست يادم نيست// خواب تو، خواب هر شبم شده بود، راه تعبير آن سرودن شعر// يك غريبه هميشه پيش تو بود، صورتش را درست يادم نيست// عادت عشق دل شكستن بود، و مرا عاشق نگاه تو كرد // واقعاً او چه خوب مي دانست ،عادتش را درست يادم نيست// عاقبت مرد بين آئينه، بي خبر رفت و در شبي گم شد// چون لياقت نداشت يا اينكه، جرأتش را، درست يادم نيست // مهرداد بابایی

Jangal
Jangal
در مشاعره

وامانده در تبی گنگ ناگه به من رسیدی//من خود شکسته از خود در فصل نا امیدی