maryam santor
سلام مــاه مــن ! دیشب دلتنگ شدم و رفتم سراغ آسمان اما هر چه گشتم اثری از ماه نبود که نبود …! گفتم بیایم سراغ ِ خودت .. احوال مهتابیت چطور است ؟! چه خبــر از تمام خوبی هایت و تمام بدی های مــن ؟! چه خبــر از تمام صبــرهایت در برابر تمام ناملایمت های مــن ؟! چه خبر از تمام آن ستاره هایی که بی من شمردی و من بی تو ؟! چقدر نیامده انتظار خبــر دارم ؟! چه کنم دلم بــرای تمــام مهــربانی هایت لک زده است ! راستی ، باز هم آســمان دلت ابری است یا ….؟! می دانم ، تحملم مشکل است …. اما خُب چه کنم؟! یک وقت خســته نشوی و بــروی مــاه دیگری شود هیچ کس به اندازه مــن نمی تواند آســـمانت باشد ! تو فقط ماه من بمون و باش ! ماه من ! مراقب خاطراتمان ، روزهای با هم بودنمان خلاصه کنم بهونه موندنم مراقب خودمون باش !
maryam santor
روزها دیگَر تَنهــــ☂ـا نیستَم ! " سـ☂ایـﮧ " اَم شُده هَمدَمَـم ... همـﮧ جا پا بـﮧ پایـَم مے آیَد ! اما ... تو بگو شَبــها چـﮧ کُنـَم بے تــــو ؟
maryam santor
اون لحظه که گفتی یکی بهتر از تورو پیدا کردم، یاد اون روزایی افتادم که به صدتا بهتر از تو گفتم من بهترینو دارم...
maryam santor
می گویند: خوش به حالت! از وقتی که رفته حتی خم به ابرو نیاوردی … ! نمی دانند بعضی دردها کمر خم می کنند، نه ابـرو...!
maryam santor
تنها یک حرف مرا آزار می دهد.. حتی یک کلمه هم نمیشود! تنهایک حرف مرا هرروز غمگین تر می کند.. تنها...یک"ن"که در ابتدای "بودنت"نشسته است!
maryam santor
خسته شدم ازتکرارِ شنيدن ''مواظب خودت باش'' تو اگر نگران حال من بودي که نمي رفتي مي ماندي......
maryam santor
درد دارد! وقتی می رود... وهمه می گویند :دوستت نداشت و تو نمیتوانی به همه ثابت کنی که هر شب با عاشقانه هایش خوابت می کرد!!!
maryam santor
یک جایی یک غریبه میشود همان اتفاق ناخوانده زندگیت که سالها به آرزویش نشسته بودی اما او فاتحه کل زندگیت را یک جا میخواند..............
maryam santor
دلتنگتم در حده..........................حد نداره.................
maryam santor
دلتنـــــــــــــــــگی عین آتش زیر خاکــــــستر است گـــــــاهی فـــــــکر میکنی تمـــــــــام شده امّـــــا یــک دفــــعه همه ات را آتــــش مـــــــــــیزند . . .
maryam santor
برای بودن, گاهی لازم است که نباشی! شاید نبودنت, بودنت را به خاطر آورد... اما دور نباش.... دوری همیشه دلتنگی نمی آورد.... فراموشی همان نزدیکیهاست !
maryam santor
آنقدر فریادهایم را سکوت کرده ام که اگر به چشمانم بنگرید کر می شوید....
maryam santor
دل بستن به کلاغی که دل دارد بهتر از دل بستن به طاووسیس که فقط زیباست!!!
maryam santor
پیچک میشوم،وحشی میپیچم به پرو پای ثانیه هایت...تا حتی نتوانی آنی بی من بودنت را،،،زندگی کنی...
maryam santor
پدر روزنامه میخواند اما پسر کوچکش مزاحمش میشد پدر صفحه ای از روزنامه باعکس نقشه جهان قطعه قطعه کرد،به پسر داد و گفت: ببینم میتوانی جهان را دقیقا همان طور که هست بچینی؟ میدانست پسرش تمام روز گرفتار اینکار است اما یک ربع بعد پسر با نقشه کامل برگشت پدر پرسید:جغرافی بلدی؟چگونه این نقشه را چیدی؟ پسر گفت:نه.پشت این صفحه عکس یک آدم بود. وقتی آن آدم را دوباره ساختم، دنیا راهم ساختم...